
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، بافتهای ناکارآمد شهری در سالهای اخیر به یکی از جدیترین چالشهای شهرهای کشور تبدیل شدهاند . این محدودهها فقط با مسئله فرسودگی کالبدی روبهرو نیستند ، بلکه مجموعهای از آسیبهای اقتصادی ، اجتماعی ، حقوقی ، خدماتی ، محیطی و مدیریتی را در خود جای دادهاند . به همین دلیل ، هرگونه بحران طبیعی یا انسانساز در این محلهها میتواند بسیار سریعتر از سایر نقاط شهر به اختلال گسترده در زندگی روزمره ، خدمات عمومی ، امنیت محلی و شبکههای اجتماعی منجر شود .
بر اساس متن ارائه شده ، در حدود ۸۰۰ شهر کشور ، نزدیک به ۲۰۰ هزار هکتار از محدودههای شهری به عنوان بافتهای ناکارآمد شناسایی شدهاند . در این محدودهها حدود ۲۰ میلیون نفر سکونت دارند ؛ جمعیتی که حدود ۳۰ درصد جمعیت شهری و ۲۰ درصد مساحت شهرهای کشور را شامل میشود . این آمار نشان میدهد که موضوع تابآوری محلهها صرفاً یک مسئله محدود محلی نیست ، بلکه با امنیت شهری ، عدالت فضایی ، مدیریت بحران و کیفیت زندگی بخش قابل توجهی از جمعیت کشور ارتباط مستقیم دارد .
متن تأکید میکند که میان محدودههای ناکارآمد شهری ، فقر شهری و احتمال وقوع یا تشدید مخاطرات ، همپوشانی بالایی وجود دارد . به بیان دیگر ، محلههایی که از نظر کالبدی فرسودهتر ، از نظر اقتصادی ضعیفتر و از نظر خدماتی محرومتر هستند ، در زمان بحران نیز آسیبپذیرتر خواهند بود . همین موضوع سبب میشود که مدیریت بحران در این محلهها با مدیریت بحران در سایر بخشهای شهر تفاوت جدی داشته باشد .
در چنین شرایطی، رویکرد اصلی سند، عبور از مدیریت متمرکز ، صرفاً کالبدی و دستگاهمحور به سوی الگوی محلهمحور ، مشارکتی و پدافندی است . این نگاه بر آن است که محله باید به عنوان کوچکترین واحد عملیاتی مدیریت بحران شناخته شود ؛ جایی که ساکنان، معتمدان محلی ، نهادهای مذهبی و فرهنگی ، کسبه ، سازمانهای مردمنهاد ، دفاتر تسهیلگری ، شهرداری ناحیه و سایر کنشگران محلی در کنار یکدیگر برای آمادگی ، واکنش و بازگشتپذیری در شرایط اضطراری نقشآفرینی کنند .
محلههای هدف بازآفرینی شهری
در متن، چند گونه اصلی از محدودههای هدف بازآفرینی شهری معرفی شده است:
نخست ، بافت تاریخی است ؛ بخشی از شهر که حامل ارزشهای فرهنگی و تاریخی بوده و در طول زمان از تعامل انسان و محیط شکل گرفته است . این محدودهها از نظر ساختار، شکل ، هویت و معماری با سایر پهنههای شهری تفاوت دارند و به دلیل ارزش تاریخی خود ، نیازمند مداخلهای حساس و متناسب هستند .
نخست ، بافت تاریخی است ؛ بخشی از شهر که حامل ارزشهای فرهنگی و تاریخی بوده و در طول زمان از تعامل انسان و محیط شکل گرفته است . این محدودهها از نظر ساختار، شکل ، هویت و معماری با سایر پهنههای شهری تفاوت دارند و به دلیل ارزش تاریخی خود ، نیازمند مداخلهای حساس و متناسب هستند .
دوم ، بافت فرسوده است ؛ مناطقی از شهر که عناصر اصلی آنها مانند ساختمانها ، تأسیسات زیربنایی ، خیابانها ، دسترسیها و خدمات شهری دچار فرسودگی و ناکارآمدی شدهاند . ساکنان این مناطق معمولاً با مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و کالبدی همزمان روبهرو هستند .
سوم ، سکونتگاههای غیررسمی هستند؛ محلههایی که خارج از ضوابط رسمی و قانونی، درون یا پیرامون شهرها شکل گرفتهاند . این مناطق اغلب با کمبود خدمات، ضعف سرانههای شهری، مشکلات مالکیت و آسیبپذیری بالا در برابر بحران مواجهاند .
سوم ، سکونتگاههای غیررسمی هستند؛ محلههایی که خارج از ضوابط رسمی و قانونی، درون یا پیرامون شهرها شکل گرفتهاند . این مناطق اغلب با کمبود خدمات، ضعف سرانههای شهری، مشکلات مالکیت و آسیبپذیری بالا در برابر بحران مواجهاند .
وجه مشترک این سه نوع محدوده، ضعف در زیرساخت ، آسیبپذیری اجتماعی، پیچیدگی مدیریت شهری و نیاز شدید به مداخله هدفمند است . اما تفاوتهای آنها نیز مهم است ؛ زیرا برنامه تابآوری در بافت تاریخی ، بافت فرسوده و سکونتگاه غیررسمی نمیتواند کاملاً یکسان باشد .

ذینفعان اصلی در برنامه تابآوری محله
برنامه ارتقای تابآوری محله فقط با حضور دستگاههای رسمی قابل اجرا نیست . متن ، ذینفعان اصلی را شامل افرادی و نهادهایی میداند که در محدوده محله سکونت دارند ، مالکیت دارند یا ارائهدهنده خدمت هستند .
در این میان ، ساکنان محله مهمترین گروه محسوب میشوند ؛ بهویژه زنان ، کودکان ، سالمندان و افراد دارای معلولیت که در شرایط بحران آسیبپذیری بیشتری دارند . اصناف و کسبه محلی نیز به دلیل نقش اقتصادی و خدماتی خود میتوانند در تأمین نیازهای ضروری ، توزیع کالا ، اطلاعرسانی و حفظ نظم محلی نقش داشته باشند .
نهادها و تشکلهای مذهبی ، آموزشی و فرهنگی محله نیز ظرفیت مهمی برای ارتباط با مردم ، آموزش ، سازماندهی نیروهای داوطلب و ایجاد اعتماد عمومی دارند . شهرداری ناحیه ، سازمانهای مردمنهاد ، نهادهای توسعه محلی و دفاتر تسهیلگری نیز به عنوان حلقههای اجرایی ، هماهنگکننده و پشتیبان در این برنامه مطرح شدهاند .
نکته مهم این است که در این الگو ، مردم صرفاً دریافتکننده خدمات نیستند ، بلکه بازیگران اصلی مدیریت بحران در سطح محله به شمار میروند .
اصول بنیادین اجرای برنامه اقدام
سند برای اجرای برنامه اقدام در محلهها پنج اصل بنیادین را مطرح میکند .
اصل نخست ، حفظ زندگی شهری است . هدف برنامه فقط زنده ماندن فیزیکی افراد نیست ، بلکه حفظ شهروندی ، حیات جمعی ، اعتماد ، همبستگی محلی و شبکههای اجتماعی غیررسمی نیز اهمیت دارد . در بحران ، فروپاشی اعتماد و ارتباطات اجتماعی میتواند به اندازه تخریب کالبدی خطرناک باشد .
اصل نخست ، حفظ زندگی شهری است . هدف برنامه فقط زنده ماندن فیزیکی افراد نیست ، بلکه حفظ شهروندی ، حیات جمعی ، اعتماد ، همبستگی محلی و شبکههای اجتماعی غیررسمی نیز اهمیت دارد . در بحران ، فروپاشی اعتماد و ارتباطات اجتماعی میتواند به اندازه تخریب کالبدی خطرناک باشد .
اصل دوم ، اقدام حداقلی و سریع است . مداخلات باید کوچکمقیاس ، کمهزینه ، سریعالاجرا و قابل انجام با کمترین نیاز به فناوری یا مواد اولیه پیچیده باشند . در شرایط اضطراری ، زمان یک عامل تعیینکننده است و برنامههایی که اجرای آنها پیچیده یا زمانبر باشد ، کارایی لازم را نخواهند داشت .
اصل سوم ، استفاده از داراییهای موجود است . هر محله دارای ظرفیتهایی مانند ساختمانهای مستحکم ، فضاهای باز ، مساجد ، خانههای محله، معتمدان محلی ، شبکههای همسایگی ، مغازههای فعال و مهارتهای محلی است . برنامه تابآوری باید به جای تکیه صرف بر منابع بیرونی ، این داراییها را شناسایی و فعال کند .
اصل چهارم ، مشارکت محلهمحور است . ساکنان محله باید در طراحی ، تصمیمگیری و اجرای اقدامات نقش مستقیم داشته باشند . هر اقدامی که بدون همراهی مردم انجام شود ، در زمان بحران با ضعف اجرا ، بیاعتمادی یا عدم استمرار مواجه خواهد شد .
اصل پنجم ، بازگشتپذیری و موقتی بودن مداخلات است . اقدامات اضطراری نباید به ساختارهای دائمی ، پرهزینه یا وابستگیآور تبدیل شوند . برنامه باید بهگونهای طراحی شود که پس از عادی شدن شرایط ، امکان حذف ، تغییر یا تبدیل آن به کاربری پایدار وجود داشته باشد .
خانه محله به عنوان مرکز هماهنگی بحران
یکی از نکات مهم سند ، استفاده از ظرفیت فضاهای موجود مانند خانه محله، سرای محله، خانه توسعه محله و مراکز توسعه محله است . در سالهای گذشته ، در برخی محلههای هدف بازآفرینی شهری چنین فضاهایی ایجاد شدهاند . این مراکز میتوانند در شرایط اضطراری به پایگاه هماهنگی ، آموزش ، اطلاعرسانی ، توزیع خدمات ، سازماندهی داوطلبان و اجرای برنامههای تابآوری تبدیل شوند .
همچنین متن به ظرفیت مراکز توسعه محله سازمان بهزیستی در محلههای فقیرنشین اشاره دارد . استفاده از این فضاها میتواند هزینه ایجاد زیرساخت جدید را کاهش دهد و برنامه تابآوری را سریعتر وارد مرحله اجرا کند .
همچنین متن به ظرفیت مراکز توسعه محله سازمان بهزیستی در محلههای فقیرنشین اشاره دارد . استفاده از این فضاها میتواند هزینه ایجاد زیرساخت جدید را کاهش دهد و برنامه تابآوری را سریعتر وارد مرحله اجرا کند .
خبرنگار : سید علی سید صدر
ساخت پوستر و اینفوگرافیک : یوسف سعیدی


