
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، حجت میانآبادی ، استادیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس ، با انتقاد از سازوکار تصمیمگیری درباره برخی ابرپروژههای کشور گفت مسئله اصلی تنها نقد فنی پروژهها نیست ؛ بلکه باید بررسی کرد چه فرآیندها و لایههایی در نظام حکمرانی موجب میشوند طرحهای بسیار پرهزینه ، با وجود هشدارهای کارشناسی ، تثبیت ، تصویب و وارد مرحله اجرا شوند .
میانآبادی در نشست «سنگ ، کاغذ ، قیچی» در خانه اندیشهورزان جوان ، با اشاره به تجربه پروژههای آبی و کشاورزی سیستان ، از طرح توسعه اراضی کشاورزی این منطقه بهعنوان یکی از نمونههایی یاد کرد که به گفته او ، فاصله میان واقعیتهای منابع آب و اهداف تعریفشده برای یک ابرپروژه را نشان میدهد .
وی گفت : در میانه دهه ۱۳۹۰ و در شرایطی که منطقه سیستان با خشکسالی شدید و محدودیت جدی منابع آب روبهرو بود ، طرحی برای توسعه کشاورزی در سطح ۴۶ هزار هکتار در دستور کار قرار گرفت که هزینه آن به حدود یک میلیارد دلار میرسید .
به گفته میانآبادی ، در مطالعات و اهداف اولیه این طرح حتی چشماندازهایی نظیر تبدیل منطقه به یکی از قطبهای صنایع غذایی کشور مطرح شده بود ؛ اهدافی که تحقق آنها بیش از هر چیز به وجود یک منبع آب مطمئن و پایدار وابسته بود .
اجرای پروژه در پاییندست ؛ ساخت سد در بالادست
میانآبادی با اشاره به تحولات همزمان در افغانستان گفت : در همان دوره ، سد کمالخان در بالادست حوضه هیرمند در حال احداث بود و از منظر کارشناسی ، نگرانیهای جدی درباره آینده جریان آب ورودی به سیستان وجود داشت .
او تأکید کرد که با وجود این شرایط، پروژه ۴۶ هزار هکتاری در ایران تصویب و منابع مالی گستردهای برای آن تخصیص داده شد .
این استاد دانشگاه اظهار کرد : کارشناسان و صاحبنظران در سطوح مختلف نسبت به این مسئله هشدار داده بودند و موضوع در نهادهایی از جمله مرکز پژوهشهای مجلس ، مرکز بررسیهای استراتژیک و مجموعههای استانی نیز مورد بحث قرار گرفته بود، اما این هشدارها نتوانست مسیر اجرای پروژه را تغییر دهد .
میانآبادی با بیان اینکه مسئله تنها اختلافنظر کارشناسی بر سر یک طرح نبود ، افزود : آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که چگونه یک پروژه با چنین ابعاد مالی ، پس از قرار گرفتن در فرآیند تخصیص بودجه و اجرا ، عملاً به نقطهای میرسد که متوقفکردن یا بازنگری اساسی در آن بسیار دشوار میشود .
پس از یک پروژه ، ابرپروژهای دیگر
وی در ادامه گفت : با آشکارشدن مشکلات طرح و تشدید بحران آب در سیستان ، به جای پایانیافتن چرخه پروژهمحوری ، طرح بزرگ دیگری برای انتقال آب از دریای عمان به منطقه مطرح شد .
میانآبادی هزینه مطرحشده برای این پروژه را حدود ۱.۸ میلیارد دلار عنوان کرد و گفت : این بار ، تأمین آب سیستان از دریا بهعنوان راهکاری برای آینده منطقه مورد توجه قرار گرفت .
به اعتقاد او ، مسئله مهم این است که چرا پس از بروز مشکل در یک پروژه بزرگ ، به جای بازنگری در منطق سیاستگذاری و شیوه توسعه منطقه ، پروژهای با ابعاد مالی و فنی بزرگتر جایگزین آن میشود .
از انتقال آب تا ایده «هاب دامی»
این استادیار دانشگاه تربیت مدرس همچنین به طرحهای دیگری اشاره کرد که در مقاطع مختلف برای سیستان و بلوچستان مطرح شدهاند .
او گفت : در یکی از اسناد ، ایجاد یک «هاب دامی» در جنوب شرق کشور با اهداف بسیار بزرگ در زمینه امنیت غذایی مطرح شده و حتی از تأمین امنیت غذایی صدها میلیون نفر سخن به میان آمده است .
میانآبادی با اشاره به چنین نمونههایی تصریح کرد : مسئله اصلی او در این بحث ، ورود به نقد جزئیات کارشناسی هر کدام از این طرحها نیست ؛ بلکه پرسش اساسی این است که چه سازوکار سیاستی و حکمرانی چنین پروژههایی را تولید ، تثبیت و نهایتاً به مرحله تصویب میرساند .
«ما در انتهای جوی آب ایستادهایم»
میانآبادی برای توضیح این وضعیت از یک تشبیه استفاده کرد و گفت : منتقدان و کارشناسان اغلب در «انتهای یک جوی آب» ایستادهاند و مشغول جمعکردن پیامدهایی هستند که در بالادست ایجاد شده است .
از نگاه او ، تمرکز صرف بر نقد کارشناسی تکتک پروژهها ممکن است سبب شود مسئله مهمتر نادیده گرفته شود ؛ یعنی اینکه در بالادست نظام تصمیمگیری، چه بازیگرانی و با چه سازوکاری زمینه شکلگیری و تثبیت این طرحها را فراهم میکنند .
وی تأکید کرد : تا زمانی که این لایههای پنهان سیاستگذاری مورد بررسی قرار نگیرند، ممکن است با شکست یا توقف هر پروژه، طرح پرهزینه دیگری با عنوان و شکل متفاوت جایگزین آن شود.
ابرپروژهها چگونه تصویب میشوند ؟
این پژوهشگر حوزه حکمرانی آب در بخش دیگری از سخنان خود، فرآیند تصمیمگیری درباره برخی طرحهای بسیار بزرگ کشور را مورد انتقاد قرار داد و گفت : در مواردی ، پروژههایی با ابعاد مالی چندمیلیارددلاری میتوانند با فرآیندهای تصمیمگیری بسیار سادهتر از آنچه متناسب با ابعاد و پیامدهای آنهاست ، وارد مسیر تصویب شوند .
او با اشاره به تجربه حضور خود در فرآیندهای کارشناسی و سیاستگذاری ، بر ضرورت بررسی جدیتر نحوه ارائه ، ارزیابی ، تصویب و تخصیص منابع به ابرپروژهها تأکید کرد .
به گفته میانآبادی ، مسئله ابرپروژهها در ایران صرفاً این نیست که یک طرح از نظر مهندسی درست یا غلط طراحی شده باشد ؛ بلکه باید پرسید چه نهادی پروژه را تعریف کرده ، چه کسانی منافع و هزینههای آن را ارزیابی کردهاند ، هشدارهای کارشناسی چگونه وارد تصمیمگیری شده و چه سازوکاری امکان توقف یا بازنگری در یک پروژه را فراهم میکند .
نقد پروژه کافی نیست ؛ باید سراغ سازوکار تولید پروژه رفت
جمعبندی سخنان میانآبادی نشان میدهد که از دید او ، نقد موردی سدها ، طرحهای انتقال آب ، پروژههای کشاورزی یا سایر ابرپروژهها ، بدون شناخت ساختاری که این پروژهها را تولید میکند ، کافی نیست .
در این نگاه ، پرسش اصلی باید از «آیا این پروژه خوب است یا بد ؟» فراتر رود و به این پرسش برسد که چرا یک پروژه پرهزینه اساساً به دستور کار کشور وارد میشود ، چگونه حمایت سیاسی و مالی به دست میآورد و چرا حتی پس از بروز هشدارهای جدی ، اصلاح یا توقف آن دشوار است .


