از انباشت فناوری تا ناتوانی در تصمیم‌گیری ؛ چالش پنهان شهرهای هوشمند ایران

به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، رئیس مرکز تکنولوژی های شهری با تأکید بر اینکه هوشمندی شهرها را نمی‌توان صرفاً با تعداد سامانه‌ها ، تجهیزات و خدمات دیجیتال سنجید ، شکاف میان زیرساخت‌های فناورانه و توان تصمیم‌گیری هماهنگ را یکی از چالش‌های اساسی مدیریت بحران در ایران دانست .
دانوش نوذری با تشریح مفهوم شکست آبشاری زیرساخت‌ها و نقش فناوری‌های نوینی همچون هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال ، بر ضرورت حرکت از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگر تأکید کرد و گفت : شهر هوشمند باید بتواند پیش از وقوع بحران سناریوهای احتمالی را ارزیابی کند و در لحظات نخست حادثه، تصویری واقعی از وضعیت شهر در اختیار مدیران قرار دهد.
دانوش نوذری ، رئیس مرکز تکنولوژی های شهری ، در نشست کمیته شهر هوشمند و در ارائه‌ای با موضوع «مدیریت هوشمند ؛ راهکاری برای تاب‌آوری شهرها در بحران» ، با بررسی تحولات مدیریت بحران در جهان و تجربه حوادث سال‌های اخیر ، بر ضرورت بازتعریف مفهوم شهر هوشمند و تغییر رویکرد مدیریت شهری از واکنش پس از حادثه به پیش‌بینی ، تصمیم‌سازی و اقدام هماهنگ تأکید کرد.
وی با اشاره به تجربه همه‌گیری کرونا ، جنگ و اختلالات گسترده زیرساختی اظهار کرد که ماهیت بحران‌ها در حال تغییر است و نمی‌توان انتظار داشت الگوهای مدیریتی گذشته ، پاسخگوی تمامی شرایط آینده باشند .
به گفته نوذری ، بحران‌ها لزوماً تکرار حوادث پیشین نیستند و حتی یک نوع بحران ، مانند جنگ یا اختلال زیرساختی ، می‌تواند در مقاطع مختلف با الگوها و پیامدهای متفاوتی بروز کند . از این‌ رو ، نظام مدیریت شهری نباید صرفاً به ترمیم آسیب‌های گذشته محدود شود ، بلکه باید توانایی شناخت مخاطرات جدید و ارزیابی پیامدهای احتمالی آنها را توسعه دهد .
وی با اشاره به تجربه جنگ اوکراین و تهدید زیرساخت‌های ارتباطی و مراکز داده در جریان حملات ، توضیح داد که در بحران‌های گسترده ، مسئله فقط تخریب ساختمان‌ها و تأسیسات نیست ؛ زیرا اختلال در ارتباطات و زنجیره خدمات می‌تواند توان تصمیم‌گیری و هماهنگی دستگاه‌های مسئول را نیز تحت تأثیر قرار دهد .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری تأکید کرد که یکی از مهم‌ترین مخاطرات مدیریت بحران ، از دست رفتن تصویر واقعی شهر در لحظات نخست حادثه است ؛ شرایطی که در آن ممکن است تجهیزات ، منابع و سامانه‌های متعددی وجود داشته باشند ، اما مدیران به دلیل پراکندگی اطلاعات و نبود ارتباط میان دستگاه‌ها ، نتوانند وضعیت واقعی شهر و اولویت‌های عملیات را تشخیص دهند .
وی با طرح این پرسش که مدیر شهری در نخستین لحظات بحران بر چه اساسی باید درباره انسداد مسیرها ، اعزام نیرو ، حفاظت از زیرساخت‌ها یا تخلیه مناطق تصمیم بگیرد ، اظهار کرد که بدون دسترسی به اطلاعات مشترک و به‌روز ، حتی تصمیمی که با هدف حل یک مسئله اتخاذ می‌شود ، ممکن است پیامدهای پیش‌بینی‌نشده‌ای در سایر بخش‌های شهر ایجاد کند .
شهر هوشمند را باید در بحران سنجید ، نه در شرایط عادی
نوذری با انتقاد از تقلیل مفهوم هوشمندسازی به توسعه سامانه‌ها و تجهیزات ، گفت که پرداخت الکترونیکی ، حمل‌ونقل هوشمند ، کنترل ترافیک ، خدمات غیرحضوری و اپلیکیشن‌های شهروندی ، اگر چه از مؤلفه‌های شهر هوشمند محسوب می‌شوند ، اما وجود آنها به‌تنهایی نشان‌دهنده تاب‌آوری یک شهر نیست .
وی توضیح داد که آزمون واقعی شهر هوشمند زمانی آغاز می‌شود که شبکه‌های ارتباطی دچار اختلال شوند، بخشی از زیرساخت‌ها از کار بیفتند و مدیران ناچار باشند در زمانی محدود ، درباره حفظ خدمات حیاتی و تخصیص منابع تصمیم بگیرند .
به گفته وی ، شهر هوشمند باید بتواند علاوه بر ارائه خدمات روزمره ، وضعیت خود را در شرایط اضطراری تشخیص دهد ، خطرات پیش‌رو را پیش‌بینی کند ، تصمیمات سازمان‌ها را هماهنگ سازد و خدمات ضروری شهروندان را ادامه دهد .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در تشریح سطوح بلوغ هوشمندی ، چهار وضعیت را مطرح کرد که از شهرهای دارای داده‌های محدود و پراکنده آغاز می‌شود و به شهرهای مجهز اما جزیره‌ای ، شهرهای متصل و واکنش‌گرا و در نهایت شهرهای پیش‌نگر و تاب‌آور می‌رسد .
در سطح نخست ، تصمیم‌گیری عمدتاً بر گزارش‌های سنتی و تجربه مدیران متکی است و اطلاعات لحظه‌ای و جامعی از وضعیت شهر وجود ندارد . در سطح دوم ، تجهیزات و سامانه‌های هوشمند توسعه یافته‌اند ، اما هر دستگاه داده‌ها و عملیات خود را به‌صورت مستقل مدیریت می‌کند .
در سطح سوم ، تبادل داده میان سازمان‌ها و ایجاد مراکز کنترل یکپارچه امکان واکنش هماهنگ را فراهم می‌کند و در سطح چهارم، استفاده از هوش مصنوعی و مدل‌های پیش‌بینی ، زمینه شبیه‌سازی سناریوها و ارزیابی پیامد تصمیمات را پیش از اجرا ایجاد می‌کند .
نوذری تأکید کرد که مسئله اصلی بسیاری از شهرها، توقف در فاصله میان «شهر مجهز» و «شهر یکپارچه» است؛ وضعیتی که در آن فناوری توسعه پیدا کرده ، اما ارتباط مؤثری میان داده‌ها ، سازمان‌ها و فرآیندهای تصمیم‌گیری شکل نگرفته است .
وی افزود که عبور از این وضعیت ، مستلزم تغییر نگرش مدیریتی است ؛ زیرا هوشمندسازی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که فناوری به ایجاد فهم مشترک و تصمیم‌گیری هماهنگ منجر شود .
شکست آبشاری زیرساخت‌ها ؛ یک اختلال چگونه تمام شهر را درگیر می‌کند ؟
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در تشریح وابستگی متقابل زیرساخت‌ها ، به مفهوم شکست آبشاری اشاره کرد و توضیح داد که بحران‌های شهری معمولاً به یک حادثه منفرد محدود نمی‌شوند ، بلکه اختلال در یک زیرساخت می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای عملکرد سایر خدمات را تحت تأثیر قرار دهد .
وی با بیان اینکه قطع برق یک منطقه صرفاً مسئله شبکه انرژی نیست ، اظهار کرد که از کار افتادن چراغ‌های راهنمایی ، افزایش ترافیک، تأخیر در رسیدن آمبولانس‌ها ، وابستگی بیمارستان‌ها به برق اضطراری و اختلال در ایستگاه‌های پمپاژ آب و سایت‌های مخابراتی ، می‌تواند از پیامدهای یک اختلال اولیه باشد .
به گفته نوذری ، در چنین شرایطی حتی اگر دستگاه متولی برق بتواند مشکل اولیه را برطرف کند، ممکن است پیامدهای زنجیره‌ای بحران در سایر بخش‌ها ادامه پیدا کرده باشد .
وی افزود که مدیریت بخشی و مستقل زیرساخت‌ها نمی‌تواند پاسخگوی چنین شرایطی باشد ؛ زیرا تصمیم‌گیری درباره هر بخش باید با درنظرگرفتن تأثیر آن بر سایر شبکه‌های شهری انجام شود .
برای نمونه ، انسداد یک مسیر ممکن است از نظر مدیریت ترافیک ضروری باشد ، اما اگر تأثیر آن بر زمان رسیدن آمبولانس‌ها ، توزیع سوخت ، انتقال کالا و دسترسی به مراکز درمانی بررسی نشود ، همان تصمیم می‌تواند اختلالات دیگری ایجاد کند .
نوذری شهر را به یک سیستم عصبی زنده و پویا تشبیه کرد که اجزای آن به یکدیگر متصل‌اند و تأکید کرد که مدیریت هوشمند باید بتواند روابط میان این اجزا و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم تصمیمات را تشخیص دهد .
وی خاطرنشان کرد که مسئله اصلی مدیریت هوشمند ، صرفاً رفع اختلال در یک نقطه نیست ، بلکه باید از گسترش پیامدهای آن در سایر شبکه‌های شهری جلوگیری شود .
از مشاهده حادثه تا فهم بحران ؛ معماری سیستم عصبی شهر
نوذری در ادامه ، معماری مدیریت هوشمند بحران را مبتنی بر پنج مؤلفه اصلی شامل حس‌کردن ، یکپارچه‌سازی داده‌ها ، تحلیل و پیش‌بینی ، فرماندهی و تصمیم‌گیری و اقدام و بازخورد تشریح کرد .
وی توضیح داد که در مرحله نخست، داده‌های حاصل از حسگرها ، دوربین‌ها ، سامانه‌های شهری ، تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های شهروندی باید جمع‌آوری شوند . این اطلاعات پس از استانداردسازی ، رفع ناسازگاری و تعیین سطح دسترسی ، در یک محیط مشترک قرار می‌گیرند تا وضعیت واقعی شهر برای مدیران قابل مشاهده باشد .
در مرحله بعد ، داده‌ها باید به اطلاعات قابل استفاده برای تصمیم‌گیری تبدیل شوند ؛ به این معنا که مرکز فرماندهی بتواند میان میلیون‌ها داده ، روابط و الگوهای مؤثر را شناسایی کند .
به گفته وی ، کاهش ناگهانی سرعت خودروها در مسیرهای امدادی ، افزایش غیرعادی مراجعه به مراکز درمانی ، تغییر الگوی مصرف انرژی ، اختلال در سامانه‌های صنعتی یا افزایش گزارش‌های مردمی ، می‌توانند از نشانه‌هایی باشند که با تحلیل هم‌زمان آنها ، تصویری دقیق‌تر از وضعیت بحران شکل می‌گیرد .
نوذری تأکید کرد که مشاهده داده‌ها کافی نیست و نظام مدیریت هوشمند باید بتواند پیامدهای آنها را نیز درک کند . برای نمونه ، در صورت آسیب به یک مرکز درمانی ، سامانه باید بتواند ظرفیت مراکز جایگزین، وضعیت مسیرهای دسترسی، جمعیت در معرض خطر و منابع موردنیاز برای انتقال بیماران را بررسی کند .
وی افزود که عبور از مشاهده رخداد به فهم پیامدهای آن، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مدیریت سنتی و مدیریت هوشمند است .
هوش مصنوعی ؛ پیش‌بینی آینده نزدیک به‌جای واکنش به گذشته
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری با اشاره به ظرفیت هوش مصنوعی در تحلیل داده‌های پیچیده ، اظهار کرد که این فناوری می‌تواند به شناسایی الگوهای غیرعادی ، تحلیل ریسک ، پیش‌بینی گسترش بحران و شبیه‌سازی سناریوهای مختلف کمک کند .
وی توضیح داد که مدیریت سنتی عمدتاً به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه اتفاقی رخ داده ، درحالی‌که مدیریت هوشمند باید بتواند برآورد کند در ۳۰ دقیقه آینده چه پیامدهایی محتمل است و اجرای هر تصمیم چه تأثیری بر وضعیت شهر خواهد گذاشت .
به گفته وی ، در چنین ساختاری ، سامانه می‌تواند مسیرهای احتمالی انسداد ، ظرفیت مراکز درمانی، تقاضای خدمات امدادی ، وضعیت تأمین آب و انرژی و پیامدهای احتمالی توقف سایر خدمات را بررسی کند .
نوذری با تأکید بر اهمیت دقایق نخست بحران افزود که پیش‌بینی هوشمند می‌تواند زمان تصمیم‌گیری را کاهش دهد و به مدیران کمک کند منابع محدود را متناسب با شدت خطر و نیاز مناطق مختلف تخصیص دهند .
وی نقش هوش مصنوعی را در سه حوزه اصلی تحلیل ، پیش‌بینی و تولید سناریو تشریح کرد و گفت که این فناوری علاوه بر شناسایی ناهنجاری‌ها و روندهای احتمالی ، می‌تواند گزارش‌های وضعیت و گزینه‌های اقدام را در اختیار مرکز فرماندهی قرار دهد .
با این‌حال ، وی تأکید کرد که توسعه هوش مصنوعی نباید به حذف نقش انسان از فرآیند تصمیم‌گیری منجر شود .
به گفته نوذری ، سامانه هوشمند باید پیامدها ، محدودیت‌ها ، میزان اطمینان و تعارض احتمالی داده‌ها را مشخص کند ، اما انتخاب گزینه نهایی و مسئولیت اجرای آن همچنان بر عهده مقام دارای اختیار خواهد بود.
وی قابلیت بازبینی تصمیمات ، ثبت مسیر تحلیل و مشخص‌بودن مسئولیت‌ها را از الزامات استفاده قابل اعتماد از هوش مصنوعی در مدیریت بحران دانست .
دوقلوی دیجیتال ؛ شبیه‌سازی بحران پیش از وقوع
نوذری با معرفی دوقلوی دیجیتال به‌عنوان یکی از ابزارهای مدیریت پیش‌نگر شهری، اظهار کرد که این فناوری امکان ایجاد مدلی پویا از شهر و شبیه‌سازی شرایط مختلف را فراهم می‌کند .
وی توضیح داد که با تلفیق اطلاعات مکانی ، داده‌های زیرساختی ، جمعیتی ، حمل‌ونقلی و محیطی می‌توان سناریوهایی مانند سیلاب ، زلزله ، گسترش آتش‌سوزی ، قطع برق و انسداد مسیرهای امدادی را پیش از وقوع بررسی کرد .
به گفته وی ، ارزش واقعی دوقلوی دیجیتال صرفاً در نمایش سه‌بعدی شهر نیست ؛ بلکه زمانی آشکار می‌شود که این مدل به داده‌های واقعی و فرآیندهای عملیاتی متصل باشد .
در چنین شرایطی ، مدیر می‌تواند وضعیت مراکز حیاتی ، مسیرهای تخلیه ، ظرفیت بیمارستان‌ها و پیامدهای احتمالی تصمیمات مختلف را پیش از اجرا ارزیابی کند .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری تأکید کرد که دوقلوی دیجیتال باید از یک مدل نمایشی به محیطی برای تمرین ، پیش‌بینی و تصمیم‌سازی تبدیل شود .
وی همچنین با اشاره به تحولات فناوری‌های محاسباتی و ظرفیت‌های آینده سامانه‌های کوانتومی ، بر ضرورت آشنایی مدیران و کارشناسان با فناوری‌های نوین و کاربردهای احتمالی آنها در پردازش و شبیه‌سازی مسائل پیچیده تأکید کرد .
هوش مصنوعی فیزیکی ؛ گسترش عملیات به مناطق پرخطر
نوذری در بخش دیگری از سخنان خود ، به نقش هوش مصنوعی فیزیکی ، پهپادها ، ربات‌های زمینی و سامانه‌های خودران در مدیریت بحران پرداخت .
وی توضیح داد که این تجهیزات می‌توانند با استفاده از دوربین‌ها ، حسگرهای حرارتی ، سامانه‌های موقعیت‌یابی و ابزارهای تشخیص موانع، به پایش مناطق آسیب‌دیده و جمع‌آوری اطلاعات عملیاتی کمک کنند .
به گفته وی ، ربات‌های جست‌وجو و بازرسی ، پهپادهای امدادی ، تجهیزات خودران حمل اقلام اضطراری و سامانه‌های بازرسی تونل‌ها و تأسیسات ، می‌توانند در محیط‌هایی مورد استفاده قرار گیرند که دسترسی مستقیم نیروی انسانی به آنها دشوار یا پرخطر است .
او تأکید کرد که این فناوری‌ها باید به نظام فرماندهی و داده‌های مشترک متصل باشند تا اطلاعات جمع‌آوری‌شده در میدان، به تصمیم‌گیری عملیاتی کمک کند .
نوذری افزود که استفاده از فناوری‌های هوشمند در عملیات میدانی می‌تواند دامنه حضور و پایش را افزایش دهد، اما اثربخشی آنها به طراحی مأموریت ، ارتباطات پایدار و هماهنگی با نیروهای انسانی وابسته است .
شهر هوشمند باید در زمان قطع ارتباطات نیز فعال بماند
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری ، استمرار خدمات حیاتی را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تاب‌آوری دانست و تأکید کرد که سامانه‌ای که تنها در شرایط عادی فعالیت می‌کند، لزوماً سامانه‌ای تاب‌آور نیست .
وی با اشاره به احتمال قطع برق و اینترنت ، اختلال در موقعیت‌یابی ماهواره‌ای ، آسیب به مراکز داده و حملات سایبری، ضرورت طراحی مسیرهای جایگزین ارتباطی و عملیاتی را مورد توجه قرار داد .
به گفته وی ، توسعه شبکه‌های ارتباطی چندلایه ، پردازش محلی و لبه‌ای ، ذخیره‌سازی محلی داده‌ها ، نسخه‌های آفلاین نقشه‌ها ، منابع برق اضطراری و مراکز فرماندهی جایگزین ، از الزامات مدیریت بحران هوشمند هستند .
نوذری همچنین استفاده از شبکه‌های انرژی محلی ، منابع تجدیدپذیر و سامانه‌های ذخیره انرژی را از ظرفیت‌های افزایش پایداری خدمات ضروری دانست .
وی توضیح داد که خدمات آب ، برق ، ارتباطات ، درمان ، امداد و تأمین کالا باید از پیش برای فعالیت در وضعیت اضطراری و استفاده از ظرفیت‌های جایگزین آماده شده باشند .
به گفته وی ، تاب‌آوری واقعی زمانی محقق می‌شود که شهر بتواند حتی با آسیب‌دیدن بخشی از زیرساخت‌های اصلی ، عملکردهای ضروری خود را حفظ کند و برای بازگشت به شرایط عادی، مسیرهای مشخص و قابل اجرا داشته باشد .
تجربه جهانی ؛ فناوری زمانی ارزشمند است که به تصمیم‌گیری متصل شود
نوذری در بررسی تجارب بین‌المللی، به رویکرد کشورهای مختلف در پیوند میان فناوری ، مدیریت شهری و تاب‌آوری زیرساخت‌ها اشاره کرد .
وی با معرفی تجربه توکیو ، بر اهمیت تلفیق اطلاعات مکانی ، جمعیتی ، زیرساختی و مخاطرات شهری تأکید کرد و توضیح داد که ارزش واقعی این داده‌ها زمانی آشکار می‌شود که نقشه‌ها از ابزار نمایش اطلاعات به ابزار پشتیبانی از تصمیم‌گیری تبدیل شوند .
او همچنین با اشاره به برنامه Smart Nation سنگاپور ، اظهار کرد که در این رویکرد ، هوشمندسازی صرفاً در قالب مجموعه‌ای از پروژه‌های پراکنده دنبال نمی‌شود ، بلکه به‌عنوان بخشی از ظرفیت حکمرانی و ارتباط میان دولت ، کسب‌وکارها ، زیرساخت‌ها و شهروندان مورد توجه قرار می‌گیرد .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در ادامه ، تجربه اوکراین در استفاده از زیرساخت‌های خدمات دیجیتال ، از جمله پلتفرم Diia، و توسعه ظرفیت‌های پشتیبان ارتباطی و انرژی را در چارچوب تداوم خدمات هنگام بحران بررسی کرد .
وی همچنین به نمونه‌هایی از شبکه‌های ارتباطی جایگزین در تایوان، مدیریت هوشمند زنجیره تأمین در قطر ، مدیریت ترافیک و کریدورهای اضطراری در کره جنوبی و ظرفیت‌های ناوبری و لجستیک در روسیه اشاره کرد.
نوذری با تأکید بر اهمیت این تجربه‌ها برای ایران ، توضیح داد که تاب‌آوری شهری تنها به استمرار شبکه‌های ارتباطی و انرژی محدود نمی‌شود و مدیریت بنادر ، گمرکات ، انبارداری ، حمل‌ونقل و توزیع کالا نیز باید به‌صورت هماهنگ در نظام مدیریت بحران دیده شود .
به گفته وی ، اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند به توقف جریان کالاهای ضروری ، افزایش فشار بر شبکه حمل‌ونقل و تشدید مشکلات خدمات‌رسانی منجر شود . بنابراین ، مدیریت هوشمند لجستیک نیز باید بخشی از معماری تاب‌آوری شهری باشد .
عبور از انباشت فناوری به توان تصمیم‌گیری مشترک
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد که توسعه شهر هوشمند نباید صرفاً با افزایش تعداد سامانه‌ها ، حسگرها و تجهیزات سنجیده شود .
به گفته وی ، فناوری زمانی به افزایش تاب‌آوری منجر می‌شود که بتواند میان اطلاعات پراکنده ، زیرساخت‌های وابسته و دستگاه‌های مسئول ارتباط برقرار کند و تصویری مشترک از وضعیت شهر در اختیار نظام فرماندهی قرار دهد .
نوذری خاطرنشان کرد که هدف نهایی مدیریت هوشمند ، ساخت شهری با بیشترین تعداد تجهیزات نیست ، بلکه ایجاد شهری است که بتواند بحران را تشخیص دهد، پیامدهای احتمالی آن را پیش‌بینی کند، تصمیمات هماهنگ اتخاذ کند و حتی در شرایط اختلال گسترده ، خدمات حیاتی شهروندان را ادامه دهد .
بر این اساس ، عبور از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگر مستلزم تغییر نگاه از توسعه صرف فناوری به توسعه ظرفیت تصمیم‌گیری است ؛ تغییری که در آن داده‌ها از منابع پراکنده اطلاعاتی به ابزار شناخت ، فرماندهی و اقدام هماهنگ تبدیل می‌شوند .
submit comment
0 Comment

What is your opinion about this article?

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *