
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، رئیس مرکز تکنولوژی های شهری با تأکید بر اینکه مسئله اصلی مدیریت هوشمند بحران در ایران ، شکاف میان ظرفیتهای موجود و نظام تصمیمگیری مشترک است ، ایجاد لایه یکپارچه فرماندهی بدون حذف سامانههای فعلی را از الزامات افزایش تابآوری شهری دانست .
دانوش نوذری با ارائه ماتریسی از زیرساختهای ملی در حوزههای سلامت ، انرژی ، سوخت ، حملونقل و لجستیک ، بر ضرورت اتصال دادههای دستگاههای مختلف به تصویر عملیاتی مشترک تأکید کرد و با تشریح مدل چهارسطحی فرماندهی و نقشه راه اجرایی ، خواستار حرکت از مدیریت جزیرهای به ساختاری هماهنگ ، پیشنگر و قابل اتکا در شرایط بحران شد .
دانوش نوذری ، رئیس مرکز تکنولوژی های شهری ، در نشست کمیته شهر هوشمند و در ارائهای با موضوع «مدیریت هوشمند ؛ راهکاری برای تابآوری شهرها در بحران» ، با بررسی ظرفیتهای فناورانه کشور و شکافهای موجود در مدیریت شهری ، بر ضرورت ایجاد ساختار یکپارچه فرماندهی بحران تأکید کرد .
وی با بیان اینکه ایران در حوزههای مختلف از سامانههای ملی ، مراکز داده ، شبکههای ارتباطی ، زیرساختهای هوشمند و ظرفیتهای تخصصی برخوردار است ، اظهار کرد که چالش اصلی ، صرفاً کمبود فناوری نیست ، بلکه باید بررسی شود این ظرفیتها چگونه در شرایط بحران به یکدیگر متصل میشوند و چه نقشی در تصمیمگیری مشترک ایفا میکنند .
نوذری تأکید کرد که در بسیاری از موارد ، سازمانهای مختلف اطلاعات و سامانههای مستقلی در اختیار دارند ، اما به دلیل نبود سازوکار تبادل داده و هماهنگی عملیاتی ، امکان ایجاد تصویری مشترک از وضعیت شهر فراهم نمیشود .
به گفته وی ، در چنین شرایطی ممکن است هر دستگاه درباره حوزه مسئولیت خود تصمیم مناسبی اتخاذ کند ، اما به دلیل ناآگاهی از وضعیت سایر بخشها، مجموعه تصمیمات به تشدید اختلالات یا تخصیص نامناسب منابع منجر شود .
وی افزود که مسئله واقعی مدیریت هوشمند بحران ، تبدیل ظرفیتهای موجود به توان تصمیمگیری و اقدام هماهنگ است ؛ هدفی که بدون بازتعریف نظام فرماندهی ، تعیین مسئولیتها و اتصال اطلاعات دستگاهها محقق نخواهد شد .
سه وضعیت زیرساختهای هوشمند ایران ؛ از فقدان تجهیزات تا مدیریت جزیرهای
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در آسیبشناسی وضعیت ایران ، سه وضعیت متفاوت را برای زیرساختهای هوشمند شهرها تشریح کرد و تأکید کرد که راهکار مدیریت هر وضعیت باید متناسب با ماهیت مشکل طراحی شود .
وی توضیح داد که در وضعیت نخست ، زیرساختهای ضروری اساساً وجود ندارند یا پوشش آنها کافی نیست . در چنین شرایطی ، سرمایهگذاری در حسگرها ، شبکههای ارتباطی ، دادههای پایه و سامانههای تخصصی باید بر اساس نیازسنجی و مخاطرات واقعی هر منطقه انجام شود .
در وضعیت دوم ، تجهیزات و سامانهها ایجاد شدهاند ، اما اطلاعات حاصل از آنها به دلیل نبود فرآیند بهرهبرداری، مالکیت مشخص داده یا سازوکار مناسب بهروزرسانی ، در تصمیمگیری مورد استفاده قرار نمیگیرند .
به گفته نوذری ، در این وضعیت باید ظرفیتهای موجود شناسایی شوند و دادههایی که بدون استفاده باقی ماندهاند ، به فرآیندهای عملیاتی و مدیریتی متصل شوند .
وی وضعیت سوم را مربوط به شهرهایی دانست که سامانههای فعال دارند ، اما هر سازمان بهصورت مستقل عمل میکند و اطلاعات، منابع و تصمیمات آن با سایر دستگاهها پیوند مؤثری ندارد .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری این وضعیت را از مهمترین چالشهای مدیریت شهری دانست و تأکید کرد که پاسخ به آن الزاماً خرید تجهیزات جدید یا حذف سامانههای موجود نیست .
وی تصریح کرد که باید با ایجاد لایهای برای یکپارچهسازی اطلاعات و هماهنگی سازمانها ، ظرفیتهای پراکنده به یک تصویر عملیاتی مشترک و فرآیند هماهنگ فرماندهی متصل شوند .
به گفته وی ، مسئله اصلی ، شکاف میان فناوری و نظام مدیریت و حکمرانی است ؛ شکافی که در شرایط عادی ممکن است کمتر مشاهده شود ، اما هنگام بحران میتواند به یکی از عوامل اصلی اختلال در تصمیمگیری تبدیل شود .
ظرفیتهای ملی موجود ؛ زیرساختهایی که باید وارد چرخه فرماندهی بحران شوند
نوذری در ادامه ، با ارائه ماتریسی از ظرفیتهای بومی مدیریت هوشمند بحران ، به بررسی سامانههای موجود کشور ، شکافهای عملیاتی و اقدامات پیشنهادی برای اتصال آنها به نظام فرماندهی مشترک پرداخت .
وی توضیح داد که کشور در حوزههای مختلف از زیرساختهای دیجیتال و سامانههای تخصصی برخوردار است ، اما لازم است کارکرد این ظرفیتها در شرایط بحران بازتعریف شود .
در حوزه دولت هوشمند ، پنجره ملی خدمات و زیرساختهای احراز هویت الکترونیکی ظرفیتهایی هستند که میتوانند برای استمرار خدمات ضروری مورد استفاده قرار گیرند . با این حال ، در شرایط اختلال گسترده ارتباطات، لازم است برای خدمات حیاتی، حالت بحران ، نسخههای محلی و قابلیت فعالیت آفلاین تعریف شود .
نوذری همچنین با اشاره به ظرفیت شبکه ملی اطلاعات و خدمات پایه دیجیتال ، تأکید کرد که استمرار برخی خدمات داخلی بهتنهایی به معنای ایجاد تصویر عملیاتی مشترک نیست و باید پروتکلهای ارتباطی و لایه تبادل داده میان دستگاهها و مراکز فرماندهی تعریف شود .
وی افزود که هدف، جایگزینی زیرساختهای موجود نیست، بلکه باید امکان استفاده هماهنگ از اطلاعات و خدمات آنها در شرایط اضطراری فراهم شود .
سلامت ، دارو و امداد ؛ ضرورت ایجاد تصویر مشترک از ظرفیت درمانی شهر
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در بررسی زیرساختهای سلامت ، به ظرفیت پرونده الکترونیک ، نسخهنویسی دیجیتال و سامانههای اطلاعاتی مرتبط با خدمات درمانی اشاره کرد .
وی توضیح داد که اطلاعات بیماران ، ظرفیت بیمارستانها ، موجودی دارو و خدمات اورژانسی باید در قالب تصویری مشترک و با رعایت الزامات دسترسی و محرمانگی ، در اختیار نظام مدیریت بحران قرار گیرد .
به گفته وی ، در صورت آسیب به یک مرکز درمانی ، مرکز فرماندهی باید بتواند ظرفیت بیمارستانهای جایگزین ، وضعیت مسیرهای دسترسی ، امکانات انتقال بیماران و منابع دارویی موجود را بررسی کند .
نوذری تأکید کرد که وجود سامانههای مستقل سلامت ، بدون اتصال آنها به فرآیند هماهنگ امداد و مدیریت بحران ، برای تصمیمگیری در شرایط اضطراری کافی نیست .
وی همچنین بر ضرورت تعریف سازوکار تبادل کنترلشده دادههای هویتی برای شناسایی آسیبدیدگان و مفقودان تأکید کرد و گفت که این فرآیند باید در چارچوب مسئولیت مشخص دستگاهها و حفاظت از اطلاعات شهروندان انجام شود .
از سامانه نانینو تا کارت سوخت ؛ مدیریت هوشمند توزیع کالاهای ضروری
نوذری با اشاره به ظرفیت سامانه هوشمند آرد و نان ، توضیح داد که اطلاعات مربوط به زنجیره تأمین و توزیع نان میتواند در شرایط بحران برای شناسایی وضعیت خدماترسانی و اولویتبندی مناطق مورد استفاده قرار گیرد .
وی افزود که اتصال این اطلاعات به سامانههای حملونقل ، لجستیک و مدیریت بحران میتواند به طراحی سناریوهای توزیع اضطراری و هدایت منابع به مناطق نیازمند کمک کند .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در ادامه ، سامانه هوشمند کارت سوخت را یکی دیگر از ظرفیتهای قابل استفاده در مدیریت بحران دانست .
به گفته وی ، این سامانه علاوه بر ثبت تراکنشها و مدیریت سهمیهها ، میتواند در صورت تعریف سازوکار مشترک میان دستگاهها ، به اولویتبندی تأمین سوخت برای ناوگان امدادی ، مراکز درمانی و زیرساختهای حیاتی کمک کند .
نوذری تأکید کرد که مسئله اصلی ، ایجاد ارتباط عملیاتی میان سامانههای تخصصی و مرکز فرماندهی است تا در شرایط اضطراری ، تصمیمگیری درباره توزیع منابع صرفاً بر اساس اطلاعات مستقل هر دستگاه انجام نشود .
شبکه برق و آب ؛ اتصال زیرساختهای حیاتی به تصویر عملیاتی مشترک
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در بخش انرژی، به ظرفیت سامانه ملی دیسپاچینگ برق، طرح فهام و سامانههای اطلاعات مکانی شبکه برق اشاره کرد .
وی توضیح داد که این زیرساختها امکان پایش ، مدیریت بار و دسترسی به دادههای عملیاتی را فراهم میکنند، اما برای استفاده در مدیریت بحران شهری باید به اطلاعات سایر دستگاههای مسئول نیز متصل شوند .
به گفته نوذری ، مرکز فرماندهی باید بتواند وضعیت شبکه برق، تجهیزات آسیبدیده ، اولویت مراکز حیاتی و پیامدهای احتمالی خاموشی را در کنار اطلاعات بیمارستانها، شبکه آب، ارتباطات و خدمات امدادی بررسی کند .
وی تأکید کرد که تصمیمگیری درباره مدیریت بار یا تأمین برق اضطراری ، بدون اطلاع از وابستگی متقابل زیرساختها میتواند به اختلال در خدمات دیگری منجر شود .
نوذری همچنین بر اهمیت اتصال دادههای شبکههای آب و برق و استفاده از سامانههای اطلاعات مکانی تأکید کرد و گفت که اطلاعات تجهیزات ، وضعیت شبکهها و مأموریت نیروهای عملیاتی باید در یک تصویر مشترک قابل مشاهده باشد .
وی ایجاد سناریوهای مشترک برای تأمین برق بیمارستانها ، ایستگاههای پمپاژ و مراکز امدادی را از اقدامات ضروری در این حوزه دانست .
حملونقل و لجستیک ؛ حلقه حیاتی فرماندهی مشترک بحران
نوذری در بررسی ظرفیتهای بومی حملونقل ، بر ضرورت اتصال دادههای گمرکی، سامانههای رهگیری ناوگان ، اطلاعات ترافیکی ، پلیس راهور و مراکز مدیریت بحران تأکید کرد .
وی توضیح داد که در شرایط بحران ، انسداد یک مسیر تنها مسئله ترافیکی نیست، بلکه میتواند بر زمان امدادرسانی ، تأمین سوخت ، انتقال کالا و دسترسی به مراکز درمانی اثر بگذارد .
به گفته وی ، مدیریت هوشمند باید بتواند با استفاده از اطلاعات مشترک ، مسیرهای جایگزین را شناسایی کند، وضعیت ناوگان را در اختیار مراکز تصمیمگیری قرار دهد و اولویت تردد وسایل نقلیه امدادی و حامل کالاهای ضروری را مشخص سازد .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری همچنین به ظرفیت مسیریابهای بومی مانند نشان و بلد اشاره کرد و اظهار کرد که اتصال این سامانهها به اطلاعات رسمی بحران میتواند در اطلاعرسانی انسداد معابر ، فعالسازی مسیرهای امدادی و هدایت ترافیک مؤثر باشد .
وی تأکید کرد که مدیریت بنادر ، گمرکات ، انبارداری ، حملونقل جادهای و توزیع شهری نیز باید در قالب یک زنجیره هماهنگ دیده شود .
به گفته نوذری ، اختلال در هر بخش از زنجیره تأمین میتواند به تأخیر در انتقال کالاهای ضروری و تشدید فشار بر سایر زیرساختها منجر شود . ازاینرو ، مدیریت هوشمند لجستیک باید بخشی از معماری فرماندهی بحران باشد ، نه سامانهای مستقل و جدا از سایر خدمات شهری .
ایجاد لایه ملی ـ شهری هماهنگی بحران بدون حذف سامانههای موجود
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در تشریح راهکار پیشنهادی ، ایجاد لایه ملی ـ شهری هماهنگی بحران را بهعنوان بستری برای اتصال سامانههای موجود و تبادل داده عملیاتی میان دستگاهها مطرح کرد .
وی توضیح داد که این ساختار نباید به معنای جایگزینی تمامی سامانههای فعلی باشد ، بلکه باید امکان تبادل کنترلشده اطلاعات ، ایجاد تصویر عملیاتی مشترک و هماهنگی تصمیمات را فراهم کند .
در این الگو ، اطلاعات دستگاههای مرتبط با آب ، برق ، سلامت ، حملونقل ، ارتباطات ، خدمات شهری و سایر زیرساختهای حیاتی در یک محیط مشترک قابل تحلیل خواهد بود .
به گفته نوذری ، مرکز فرماندهی در چنین ساختاری میتواند بهجای دریافت گزارشهای پراکنده و بعضاً ناهمزمان ، وضعیت کلی بحران را بر اساس دادههای مرتبط مشاهده کند و پیامدهای تصمیمات را در سطح شهر مورد بررسی قرار دهد .
وی تأکید کرد که تحقق این هدف نیازمند تعیین مالکیت دادهها ، سطح دسترسی دستگاهها، مسئولیت خطاهای اطلاعاتی و اختیار صدور دستور است .
نوذری افزود که یکپارچگی نباید به تمرکز آسیبپذیر تمام ظرفیتها در یک نقطه منجر شود ، بلکه لازم است در کنار فرماندهی هماهنگ ، زیرساختهای پشتیبان و قابلیت فعالیت مستقل بخشهای ضروری نیز توسعه یابد .
مدل چهارسطحی فرماندهی ؛ از تصمیم راهبردی تا مشارکت شهروندان
نوذری در ادامه ، مدل فرماندهی پیشنهادی را در چهار سطح راهبردی ، تاکتیکی ، عملیاتی و اجتماعی تشریح کرد .
وی توضیح داد که در سطح راهبردی ، مدیران ارشد شهری و دستگاههای مسئول ، با استفاده از تصویر مشترک بحران ، تصمیمات کلان را اتخاذ میکنند .
در سطح تاکتیکی ، مرکز عملیات اضطراری وظیفه تحلیل وضعیت ، هماهنگی سازمانها و تخصیص منابع را بر عهده دارد و در سطح عملیاتی ، دستگاههای اجرایی و نیروهای میدانی مأموریتهای تعیینشده را اجرا میکنند .
سطح اجتماعی نیز از طریق اطلاعرسانی ، دریافت گزارشهای مردمی و مشارکت شهروندان به تکمیل چرخه مدیریت بحران کمک میکند .
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری تأکید کرد که وجود این چهار سطح زمانی به فرماندهی مؤثر منجر میشود که اطلاعات و بازخورد عملیات بهصورت مستمر میان آنها جریان داشته باشد .
وی همچنین نقش شهروندان را در موفقیت این ساختار تعیینکننده دانست و اظهار کرد که اطلاعرسانی نادرست یا تأخیر در ارائه اطلاعات میتواند به افزایش مراجعات غیرضروری ، ازدحام در مراکز خدماتی و اختلال در مسیرهای امدادی منجر شود .
به گفته وی ، شهروندان نباید صرفاً دریافتکننده هشدار باشند ، بلکه میتوانند از طریق گزارش وضعیت محلهها ، اعلام مخاطرات و مشارکت در شبکههای داوطلب محلی ، به تکمیل تصویر عملیاتی شهر کمک کنند .
نوذری بر ضرورت طراحی آموزشهای پیشینی و اطلاعرسانی متناسب با موقعیت جغرافیایی مناطق تأکید کرد و گفت که اطلاعات مربوط به مسیرهای ایمن ، مراکز درمانی ، پناهگاهها و خدمات ضروری باید پیش از وقوع بحران آماده شده باشد .
از ثانیههای نخست تا ۲۴ ساعت ؛ سناریوی عملیاتی فرماندهی هوشمند
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری برای تبیین عملکرد الگوی پیشنهادی ، سناریوی فرضی وقوع جنگ در یک کلانشهر را تشریح کرد و توضیح داد که مدیریت هوشمند باید از نخستین لحظات دریافت هشدار وارد فرآیند پایش ، تحلیل و تصمیمگیری شود .
وی گفت که در ثانیههای نخست ، سامانه باید هشدارهای رسمی و سیگنالهای پایش را دریافت کند و در دقایق ابتدایی ، پروتکلهای بحران و زیرساختهای پشتیبان فعال شوند .
در ادامه ، وضعیت جمعیت در معرض خطر ، شبکه برق ، مراکز درمانی و مسیرهای امدادی باید مورد بررسی قرار گیرد و اولویتهای عملیات مشخص شود .
به گفته وی ، در مرحله بعد ، اعزام نیروها ، مدیریت مسیرهای اضطراری ، تخصیص منابع و فعالسازی مرکز فرماندهی جایگزین در صورت نیاز انجام خواهد شد .
نوذری توضیح داد که در ساعت نخست ، اطلاعات مصدومان ، ظرفیت بیمارستانها، وضعیت تجهیزات و منابع امدادی باید بهصورت مشترک در اختیار مراکز تصمیمگیری قرار گیرد و اطلاعرسانی مستمر به شهروندان نیز ادامه داشته باشد .
وی افزود که در چرخه ۲۴ ساعته ، استمرار خدمات حیاتی ، ارزیابی خسارت ، جابهجایی منابع ، ثبت اقدامات و بهروزرسانی سناریوها باید بهصورت پیوسته دنبال شود .
به گفته وی ، ارزش چنین ساختاری در این است که تصمیمگیری از زمان وقوع حادثه آغاز نمیشود ، بلکه سناریوها ، مسئولیتها ، منابع جایگزین و فرآیندهای اجرایی از پیش تعریف و تمرین شدهاند .
نقشه راه اجرایی ؛ از شناسایی ظرفیتها تا آزمون عملیاتی
نوذری در تشریح مسیر پیشنهادی برای پیادهسازی مدیریت هوشمند بحران ، بر ضرورت اجرای مرحلهای برنامه و استفاده از زیرساختهای موجود تأکید کرد .
وی توضیح داد که در گام نخست باید ظرفیتهای فناورانه و مدیریتی دستگاهها شناسایی شوند و وضعیت دادهها ، سامانهها ، شبکههای ارتباطی و زیرساختهای حیاتی مورد ارزیابی قرار گیرد .
در ادامه ، استانداردسازی دادهها و ایجاد سازوکار تبادل اطلاعات میان سازمانها باید در دستور کار قرار گیرد تا امکان شکلگیری تصویر عملیاتی مشترک فراهم شود .
به گفته وی ، پس از ایجاد لایه یکپارچگی ، توسعه مرکز عملیات مشترک و اتصال آن به فرآیندهای تصمیمگیری و عملیات میدانی اهمیت دارد .
نوذری تأکید کرد که تقویت تابآوری سامانهها ، طراحی زیرساختهای پشتیبان و ایجاد قابلیت ادامه فعالیت در شرایط قطع ارتباطات نیز باید همزمان دنبال شود .
وی در نهایت ، اجرای آزمایشی ، مانورهای مشترک و ارزیابی مستمر را از الزامات پیادهسازی دانست و اظهار کرد که برخورداری از سامانههای پیشرفته بدون آزمون عملیاتی ، نمیتواند آمادگی واقعی شهر را در شرایط بحران تضمین کند .
معرفی پلتفرم UrbanQ و ظرفیتهای مرکز توسعه تکنولوژیهای شهری
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در معرفی اقدامات این مرکز ، به فعالیتهای پژوهشی ، توسعه فناوری ، طراحی سامانههای هوشمند و برنامههای آموزشی اشاره کرد .
وی در این بخش ، پلتفرم UrbanQ را بهعنوان چارچوبی فناورانه برای تلفیق دوقلوی دیجیتال شهری ، هوش مصنوعی ، بهینهسازی و یکپارچگی دادهها معرفی کرد .
بر اساس معماری ارائه شده ، این پلتفرم با هدف پیوند اطلاعات مکانی و زیرساختی شهر با مدلهای تحلیل و شبیهسازی طراحی شده و قابلیتهایی مانند سناریوسازی ، تحلیل پیامد تصمیمات و پشتیبانی از مدیریت هوشمند منابع و عملیات شهری برای آن پیشبینی شده است .
نوذری همچنین با اشاره به توسعه فناوریهای هوش مصنوعی و ابزارهای نوین محاسباتی ، آموزش مدیران و کارشناسان را از پیشنیازهای بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها دانست .
وی تأکید کرد که آشنایی مدیران با قابلیتها و محدودیتهای فناوری باید به بخشی از فرآیند توسعه مدیریت شهری تبدیل شود ؛ زیرا بدون توانایی استفاده صحیح از دادهها و ابزارهای تحلیل ، زیرساختهای هوشمند نمیتوانند به تصمیمات عملیاتی مؤثر منجر شوند .
تابآوری واقعی از یکپارچگی فناوری ، حکمرانی و عملیات آغاز میشود
رئیس مرکز تکنولوژی های شهری در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که مسئله مدیریت هوشمند بحران را نمیتوان صرفاً با افزایش تعداد تجهیزات ، ایجاد سامانههای جدید یا توسعه مراکز داده برطرف کرد .
به گفته وی ، تا زمانی که اطلاعات دستگاههای مختلف در یک فرآیند مشترک تحلیل نشوند ، مسئولیت تصمیمات مشخص نباشد و زیرساختهای حیاتی برای فعالیت در شرایط اختلال آماده نشده باشند ، ظرفیتهای فناورانه موجود به توان عملیاتی هماهنگ تبدیل نخواهند شد .
نوذری با تأکید بر ضرورت تغییر پارادایم در مدیریت شهری ، حرکت از واکنش پس از حادثه به پیشبینی ، شبیهسازی و اقدام هماهنگ را لازمه افزایش تابآوری دانست .
وی خاطرنشان کرد که هدف نهایی مدیریت هوشمند ، ساخت شهری با بیشترین تعداد سامانه و تجهیزات نیست ، بلکه ایجاد شهری است که بتواند وضعیت خود را بشناسد ، پیامدهای بحران را پیشبینی کند، تصمیمات هماهنگ اتخاذ کند و حتی در شرایط اختلال گسترده ، خدمات حیاتی شهروندان را ادامه دهد .
بر این اساس ، مسیر تحول مدیریت هوشمند شهری از اتصال فناوریهای موجود به یک نظام تصمیمگیری مشترک عبور میکند ؛ مسیری که در آن دادهها از منابع پراکنده اطلاعاتی به ابزار فرماندهی تبدیل میشوند و تابآوری ، نه در تعداد تجهیزات ، بلکه در توان استمرار عملکرد شهر و هماهنگی دستگاهها در شرایط بحران معنا پیدا میکند .


