
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، عضو هیئتعامل سازمان ملی زمین و مسکن با تأکید بر ضرورت بازخوانی تجربه تاریخی سکونت در ایران گفت : تراکم در شهر ایرانی الزاماً مترادف با بلندمرتبهسازی نبوده و شهرها و روستاهای تاریخی ایران طی یک فرآیند چند هزار ساله ، الگوهای متفاوتی برای توزیع جمعیت ، اندازه قطعات و شکل سکونت ایجاد کردهاند .
عبدالرضا گلپایگانی معتقد است سیاستگذاری امروز در حوزه زمین و مسکن نیز باید ضمن توجه به نیازهای معاصر ، از منطق شکلگیری شهر و سکونت ایرانی غفلت نکند .
عبدالرضا گلپایگانی در نشست «دوشنبههای خبری» بخشی از سخنان خود را به رابطه میان فرهنگ تاریخی سکونت در ایران و سیاستهای امروز زمین و مسکن اختصاص داد و بر ضرورت بازنگری در برداشتهای رایج از مفهوم تراکم ، زمین و شکل سکونت تأکید کرد .
وی گفت : اگر فرهنگ ساختوساز و مسکن را در چارچوب تاریخ ایران بررسی کنیم ، با الگویی مواجه میشویم که در طول قرنها متناسب با شرایط اجتماعی ، اقتصادی ، اقلیمی و شیوه زندگی مردم شکل گرفته است و نمیتوان این تجربه را در سیاستگذاری امروز نادیده گرفت .
تراکم در شهر ایرانی الزاماً به معنای ارتفاع نبود
گلپایگانی با اشاره به بافت شهرهای تاریخی ایران اظهار کرد : بررسی ساختار این شهرها نشان میدهد که تراکم جمعیت و ساختمان الزاماً با افزایش ارتفاع بناها همراه نبوده است .
وی با اشاره به تصاویر و اسناد مربوط به شهرهای تاریخی افزود : حتی در دورههایی که بعد خانوار در ایران بالا و خانوارهای شش ، هفت و هشت نفره متداول بودهاند ، شهرها توانستهاند با الگوهای متفاوتی از امروز جمعیت را در خود جای دهند .
به گفته گلپایگانی ، مفهوم تراکم در شهر ایرانی را نباید صرفاً با تعداد طبقات و ساختمانهای مرتفع تعریف کرد ؛ زیرا تراکم جمعیتی و کالبدی در بسیاری از شهرهای تاریخی با ساختاری فشرده اما عمدتاً کمارتفاع شکل گرفته بود .
از هسته متراکم تا خانههای بزرگتر در حاشیه
عضو هیئتعامل سازمان ملی زمین و مسکن برای تشریح این موضوع به ساختار تاریخی شهرها و روستاهای ایران اشاره کرد و گفت : در بسیاری از سکونتگاهها ، هسته اصلی و مرکزی بهصورت متراکم شکل میگرفت و با حرکت از مرکز به سمت حاشیه ، اندازه قطعات و خانهها تغییر میکرد .
وی افزود: در روستاهای ایران نیز عموماً یک محدوده متمرکز و متراکم در مرکز وجود داشته است و خانوارهایی که از وضعیت اقتصادی بهتری برخوردار بودهاند ، امکان تهیه قطعات بزرگتر را در حاشیه پیدا میکردند .
به گفته وی ، در این بخشها خانههای اعیانی روی قطعات بزرگتر شکل میگرفت و در مواردی نیز افرادی که توان اقتصادی بیشتری داشتند ، با فاصلهای از هسته سکونتگاه به سمت ایجاد خانهباغ حرکت میکردند .
زواره ؛ نمونهای از منطق تاریخی سکونت
گلپایگانی با اشاره به تجربه مطالعاتی خود درباره شهر تاریخی زواره ، این شهر را نمونهای قابل بررسی از نحوه شکلگیری سکونت در ایران دانست .
وی گفت : زواره بهعنوان یکی از شهرهای تاریخی ایران الگویی را نشان میدهد که در آن مرکز شهر بسیار متراکم است و خانهها و قطعات در هسته مرکزی ابعاد کوچکتری دارند ، اما با حرکت به سمت حاشیه، اندازه قطعات افزایش پیدا میکند .
به گفته وی ، در چنین الگویی ، خانههای بزرگتر و در ادامه خانهباغها در بخشهای بیرونیتر شکل گرفتهاند و همین ساختار را میتوان با تفاوتهایی در بسیاری از دیگر شهرها و روستاهای تاریخی ایران مشاهده کرد .
الگوی زمین در ایران حاصل یک فرآیند چند هزار ساله است
عضو هیئتعامل سازمان ملی زمین و مسکن تأکید کرد که شکل قطعات زمین و نحوه استقرار خانهها در سکونتگاههای تاریخی ایران پدیدهای اتفاقی نبوده است .
وی گفت : نوع شکلگیری زمین و مسکن در روستاها و شهرهای ایران حاصل فرآیندی چند هزار ساله است و پشت این الگو مجموعهای از تجربههای اجتماعی ، اقتصادی و زیستی قرار دارد .
از نگاه گلپایگانی ، همین سابقه تاریخی ضرورت بازاندیشی درباره این پرسش را ایجاد میکند که چه نوع زمین و چه الگویی از سکونت برای خانوار ایرانی مناسب است و آیا میتوان سیاست تأمین زمین و مسکن را بدون توجه به این پیشینه طراحی کرد .
بازخوانی گذشته ، نه بازسازی عین به عین آن
آنچه از این نگاه به الگوی تاریخی سکونت مطرح میشود، الزاماً به معنای بازتولید عینبهعین شهر و معماری گذشته نیست ؛ بلکه مسئله اصلی، شناخت منطقی است که در طول زمان میان زمین، خانواده، محله و شیوه زندگی شکل گرفته است .
در این چارچوب ، تجربه شهرهای تاریخی میتواند برای پاسخ به برخی پرسشهای امروز درباره تراکم، اندازه قطعات ، نحوه توسعه سکونتگاهها و رابطه میان مرکز و پیرامون مورد استفاده قرار گیرد .
در این چارچوب ، تجربه شهرهای تاریخی میتواند برای پاسخ به برخی پرسشهای امروز درباره تراکم، اندازه قطعات ، نحوه توسعه سکونتگاهها و رابطه میان مرکز و پیرامون مورد استفاده قرار گیرد .
گلپایگانی بر ضرورت مطالعه این تجربه و توجه به آن در تصمیمگیریهای حوزه مسکن تأکید کرد و نگاه صرفاً کالبدی و یکسان به تأمین زمین را برای پاسخگویی به تنوع نیازهای سکونتی کافی ندانست .
مسکن را نمیتوان از شیوه زندگی جدا کرد
وی در ادامه بحث خود ، موضوع سکونت را فراتر از تأمین یک قطعه زمین یا ساخت یک واحد مسکونی دانست و تأکید کرد که زندگی خانوار با مجموعهای از نیازهای دیگر ارتباط دارد .
از این منظر ، محل سکونت باید در ارتباط با اشتغال ، آموزش ، دانشگاه ، فضای کار ، دسترسی به خدمات و دیگر نیازهای زندگی دیده شود و نمیتوان صرفاً با تأمین یک ساختمان ، مسئله سکونت را حلشده تلقی کرد .
این نگاه به ویژه در سیاستهای بازآفرینی شهری اهمیت پیدا میکند ؛ زیرا محله ناکارآمد صرفاً مجموعهای از ساختمانهای فرسوده نیست و مسائل اقتصادی و اجتماعی ساکنان نیز بخشی از چرخه ناکارآمدی آن محسوب میشود .
بازآفرینی شهر ، فراتر از بازسازی ساختمان
گلپایگانی بر همین اساس بر ضرورت توجه به ابعاد مختلف زندگی در سیاستهای شهری تأکید کرد؛ بهگونهای که بازآفرینی از محدوده مداخله صرف در ساختمان خارج شود و مجموعه نیازهای ساکنان و کیفیت محیط زندگی آنان را مورد توجه قرار دهد .
در چنین رویکردی ، بازخوانی تجربه تاریخی شهر ایرانی میتواند یکی از منابع شناخت برای سیاستگذاری امروز باشد ؛ نه برای بازگشت کالبدی به گذشته ، بلکه برای درک رابطه میان زمین ، مسکن ، خانواده ، محله و شیوه زندگی .
در چنین رویکردی ، بازخوانی تجربه تاریخی شهر ایرانی میتواند یکی از منابع شناخت برای سیاستگذاری امروز باشد ؛ نه برای بازگشت کالبدی به گذشته ، بلکه برای درک رابطه میان زمین ، مسکن ، خانواده ، محله و شیوه زندگی .
بر این اساس ، پرسش اساسی در سیاست زمین و مسکن تنها این نیست که «چه تعداد واحد ساخته شود» ، بلکه این است که واحدهای مسکونی در چه الگویی از شهر و محله شکل بگیرند ، چه نسبتی با نیازهای واقعی خانوار داشته باشند و چگونه بتوانند کیفیت سکونت و زندگی شهری را ارتقا دهند .


