
شهر برای کودکان فقط مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و پارکها نیست ؛ هر مسیر ، رنگ ، درخت و فضای بازی میتواند بخشی از نخستین تجربه آنها از زندگی شهری باشد . تجربهای که اگر از کودکی با شناخت ، پرسشگری و مشارکت همراه شود، میتواند شهروندانی بسازد که در آینده نهتنها شهر خود را بهتر میشناسند ، بلکه درباره کیفیت آن سؤال میکنند و برای بهبود آن مطالبه دارند .
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، مهلقا معصومی ، عضو مؤسس انجمن شهر دوستدار کودک ، با تأکید بر ضرورت آشنایی کودکان با مفاهیمی همچون ایمنی ، بهداشت ، امنیت ، حق بازی و حق مشارکت در فضاهای اجتماعی گفت : آموزش این مفاهیم زمانی اثربخش است که از حالت نظری خارج شود و کودک بتواند آنچه را میآموزد در محیط واقعی زندگی خود ببیند و تجربه کند .
وی با بیان اینکه آموزش کودکان نباید تنها به دانستههای گذشته محدود شود ، افزود : بخش زیادی از آموزشهای مرسوم به «آنچه بوده» میپردازد ، در حالی که کودکان باید درباره «آنچه هست» و «آنچه خواهد شد» نیز بیاموزند و بتوانند آموختههای خود را با محیط زندگی و آینده شهر پیوند دهند .
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، مهلقا معصومی ، عضو مؤسس انجمن شهر دوستدار کودک ، با تأکید بر ضرورت آشنایی کودکان با مفاهیمی همچون ایمنی ، بهداشت ، امنیت ، حق بازی و حق مشارکت در فضاهای اجتماعی گفت : آموزش این مفاهیم زمانی اثربخش است که از حالت نظری خارج شود و کودک بتواند آنچه را میآموزد در محیط واقعی زندگی خود ببیند و تجربه کند .
وی با بیان اینکه آموزش کودکان نباید تنها به دانستههای گذشته محدود شود ، افزود : بخش زیادی از آموزشهای مرسوم به «آنچه بوده» میپردازد ، در حالی که کودکان باید درباره «آنچه هست» و «آنچه خواهد شد» نیز بیاموزند و بتوانند آموختههای خود را با محیط زندگی و آینده شهر پیوند دهند .
وقتی ریاضی به خیابان میرسد
معصومی تلفیق آموزشهای مدرسه با مسائل واقعی شهر را یکی از راههای ایجاد این پیوند دانست و توضیح داد : برای مثال میتوان ریاضی و شهرسازی را در کنار یکدیگر قرار داد و از کودکان خواست محاسبه کنند در یک محدوده مشخص چه تعداد درخت میتوان کاشت ، فاصله میان درختان چقدر باید باشد یا یک خیابان با ابعاد واقعی چگونه با استفاده از مقیاس روی کاغذ ترسیم میشود .
به گفته وی ، این آموزشها میتواند متناسب با سن و پایه تحصیلی کودکان توسعه پیدا کند ؛ بهگونهای که کودکان بزرگتر با استفاده از مفاهیمی مانند مساحت ، مقیاس و هندسه به بررسی و طراحی عناصر موجود در میدانها و دیگر فضاهای شهری بپردازند .
وی تأکید کرد : وقتی کودک کاربرد آنچه در کلاس درس آموخته است را در خیابان ، پارک یا میدان شهر مشاهده میکند ، مفاهیم درسی برای او از حالت انتزاعی خارج میشود و به تجربهای ملموس تبدیل میشود .
شهری که با رنگ و ماکت شناخته میشود
معصومی با اشاره به تجربه کودکان در یک کارگاه آموزشی گفت : در بخشی از این تجربه ، کودکان با رنگشناسی و تأثیر رنگ در زندهسازی فضاهای شهری آشنا شدند و در بخش دیگری ، با الهام از نمونه یک زمین بازی ، تصور خود از فضای شهری را در قالب ماکت بازآفرینی کردند .
وی افزود : کودکان در این فرایند با استفاده از فرمهای هندسی و عناصر انتزاعی ، فضای موردنظر خود را ساختند و از خلال همین تجربه عملی ، درباره شکل ، رنگ ، عناصر طبیعی و کیفیت فضا فکر کردند .
به گفته معصومی ، یکی از مهمترین خروجیهای این تجربه ، واکنش خود کودکان به فضاهای طراحیشده بود ؛ تا جایی که برخی از آنها پس از دیدن و ساختن نمونهها ، آرزو کردند چنین فضاهایی در شهرهای ایران نیز وجود داشته باشد . این واکنش نشان میدهد کودک تنها استفادهکننده فضای شهری نیست و میتواند درباره کیفیت محیط پیرامون خود ایده ، ترجیح و خواسته مشخص داشته باشد .
شهر را از چشم کودکان ببینیم
معصومی با اشاره به بلندمدت بودن فرایندهای برنامهریزی شهری گفت : بسیاری از برنامههای شهرسازی در افقهای ۱۰ یا ۲۰ ساله تعریف میشوند و رسیدن آنها از مرحله ایده تا اجرا زمانبر است . در مقابل ، فاصله میان کودکی تا ورود به بزرگسالی فرصتی طولانی برای شکلگیری نگاه فرد به شهر ایجاد میکند .
وی افزود : درک فضا از سالهای نخست زندگی آغاز میشود . حتی کودکی که تازه حرکت در محیط را تجربه میکند ، از طریق لمس دیوارها ، شناخت مسیرها و مواجهه با عناصر پیرامونی در حال شکلدادن به درک فضایی خود است . بنابراین توجه به محیط و شناخت شهر نیز میتواند از همین سالها آغاز شود .
معصومی تأکید کرد : اگر کودک از سنین پایین بداند چه حقوقی در شهر دارد و یاد بگیرد درباره محیط زندگی خود سؤال کند، بهتدریج به شهروندی تحلیلگر و مطالبهگر تبدیل خواهد شد .
پاسخهایی که در کتابهای شهرسازی نیست
وی پرسیدن سؤالهای ساده از کودکان را یکی از راههای شناخت تجربه واقعی آنها از شهر دانست و گفت : میتوان از کودک پرسید در مسیر خانه تا مدرسه در کدام نقطه احساس ترس میکند ، چه فضایی برای او امنتر است ، چه بخشی از مسیر را بیشتر دوست دارد یا چه رنگهایی در خیابان برایش جذابتر است .
معصومی افزود : پاسخ کودکان به چنین پرسشهایی گاهی نکاتی را آشکار میکند که نه در آموزشهای دانشگاهی مطرح شده و نه در کتابها میتوان آنها را پیدا کرد؛ زیرا این پاسخها حاصل تجربه مستقیم و نگاه خلاق کودک به محیط پیرامون است .
شهروند فردا ، کودک امروز است
توجه به نگاه کودکان در برنامهریزی شهری ، تنها به معنای ساخت پارک یا زمین بازی بیشتر نیست . کودک از همان سالهای نخست ، استفادهکننده شهر و صاحب تجربهای مستقل از محیط پیرامون خود است . تجربهای که میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره امنیت ، کیفیت فضا ، رنگ ، مسیرهای رفتوآمد و احساس تعلق به شهر در اختیار برنامهریزان قرار دهد .
آموزش شهر از کودکی ، فرصتی برای تبدیل مفاهیم انتزاعی به تجربههای روزمره است ؛ از محاسبه فاصله دو درخت و ترسیم یک خیابان گرفته تا تشخیص فضایی که کودک در آن احساس امنیت یا ناامنی میکند . در چنین نگاهی ، کودک فقط مخاطب تصمیمهای شهری نیست ؛ او میتواند شهر را ببیند ، درباره آن سؤال کند ، نظر بدهد و به تدریج نسبت به محیطی که در آن زندگی میکند، آگاه و مطالبهگر شود .


