کوچه‌هایی که کودکی را گم کرده‌اند

کوچه‌هایی که روزگاری بخشی از جهان کودکان بودند ، امروز بیش از آنکه محل بازی ، کشف و تجربه شهر باشند ، به مسیر عبور خودروها و موتورسیکلت‌ها تبدیل شده‌اند . وقتی کودک برای چند دقیقه حضور مستقل در محله به همراهی بزرگ‌ترها نیاز دارد و بازی از فضای شهر به صفحه نمایش کوچ می‌کند ، مسئله فقط از دست رفتن یک زمین بازی نیست؛ بخشی از تجربه اجتماعی‌شدن ، استقلال و شناخت کودک از شهر نیز محدود می‌شود .
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، مرضیه باریکانی ، مدیرعامل انجمن حمل‌ونقل پاک و پایدار ، با تأکید بر ضرورت تغییر نگرش نسبت به شهر گفت : ایجاد شهری امن و دسترس‌پذیر حتی برای افراد جوان و برخوردار از توانایی جسمانی مناسب نیز با چالش‌های زیادی همراه است و این مسئله برای کودکان ، سالمندان و افراد دارای محدودیت‌های جسمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند .
وی افزود : یکی از مسائل اساسی در این زمینه ، نوع نگاه ما به شهر است . شهر فقط کالبد ، ساختمان ، پل و تونل نیست ؛ شهر برای انسان ساخته می‌شود و این انسان می‌تواند کودکی در آغوش مادر ، یک سالمند یا فردی با شرایط جسمانی متفاوت باشد .
شهر در محدوده ۱۵ دقیقه‌ای یک کودک
باریکانی برای سنجش میزان دسترس‌پذیری شهر ، پرسشی را مطرح کرد و گفت : باید ببینیم یک کودک هشت تا ۱۰ ساله ، بدون آنکه سوار خودرو شود ، در مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به چه امکانات و فضاهایی دسترسی دارد و اساساً تا چه اندازه می‌تواند در محیط پیرامون خود حرکت و کنکاش کند .
وی افزود : پرسش مهم‌تر این است که آیا کودک می‌تواند دست خود را از دست پدر یا مادر جدا کند ، در محله حرکت کند ، محیط را ببیند ، کنجکاوی کند و عناصر مختلف شهر را بشناسد ؟ در بسیاری از فضاهای شهری امروز پاسخ به این پرسش مثبت نیست .
به گفته وی ، دسترسی مستقل کودک تنها یک مسئله مربوط به حمل‌ونقل نیست، بلکه با تجربه زیسته کودک ، شناخت محیط و فرایند اجتماعی‌شدن او ارتباط مستقیم دارد .
وقتی بازی از کوچه به صفحه نمایش کوچ می‌کند
باریکانی با مقایسه تجربه کودکان امروز با نسل‌های گذشته اظهار کرد : بسیاری از کوچه‌ها و فضاهای شهری در گذشته بخشی از عرصه بازی و ارتباط کودکان بودند ، اما امروز بخش قابل توجهی از کودکان زمان خود را در خانه سپری می‌کنند و بازی و ارتباط آن‌ها بیش از گذشته به تلفن همراه و فضای مجازی وابسته شده است .
وی این وضعیت را از منظر فرایند اجتماعی‌شدن نسل آینده قابل تأمل دانست و گفت : کودک برای شناخت جامعه نیاز دارد محیط پیرامون خود را تجربه کند . حضور در محله ، مشاهده رفتار دیگران ، ارتباط با محیط و امکان حرکت مستقل ، همگی بخشی از فرایند رشد اجتماعی هستند .
از این منظر، فراهم‌کردن امکان حضور کودک در شهر صرفاً به معنای ایجاد پارک یا زمین بازی نیست ؛ مسئله اصلی آن است که کودک چگونه به این فضاها می‌رسد و آیا مسیر رسیدن به آن‌ها نیز برای او امن و قابل استفاده است .
شهر فقط پارک و زمین بازی نیست
مدیرعامل انجمن حمل‌ونقل پاک و پایدار تأکید کرد: هنگامی که درباره شهر مناسب کودک صحبت می‌کنیم، نباید موضوع را فقط به پارک ، زمین بازی و فضاهای اختصاصی کودکان محدود کنیم. ایمنی و امنیت کودک در تمامی عرصه‌های شهری اهمیت دارد .
وی افزود : کودک باید بتواند در شبکه‌ای از مسیرهای امن حرکت کند و به مدرسه، فضای بازی و دیگر امکانات محله دسترسی داشته باشد . اگر این امکان وجود نداشته باشد، حتی وجود امکانات مناسب در مقصد نیز به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله دسترسی کودک را حل کند .
باریکانی خاطرنشان کرد : اگر شهر برای یک فرد جوان و سالم با دشواری‌های حرکتی و مخاطرات متعدد همراه باشد، طبیعی است که همین محیط برای کودک یا فردی با محدودیت جسمانی موانع بیشتری ایجاد کند .
وقتی موتور جای پیاده و دوچرخه را می‌گیرد
باریکانی بخش دیگری از چالش شهرهای امروز را به افزایش حضور موتورسیکلت‌ها مرتبط دانست و گفت : طی سال‌های گذشته درباره ضرورت فاصله‌گرفتن از شهر خودرومحور و حرکت به سمت شهر انسان‌محور و زیست‌پذیر صحبت شده است ، اما ضعف برخی گزینه‌های جایگزین و محدودیت‌های حمل‌ونقل عمومی ، بخشی از تقاضای جابه‌جایی را به سمت موتورسیکلت سوق داده است .
وی با تأکید بر اهمیت توسعه شیوه‌های پاک جابه‌جایی، دوچرخه را یکی از گزینه‌هایی دانست که می‌تواند در کنار پیاده‌روی و حمل‌ونقل عمومی ، بخشی از الگوی حمل‌ونقل شهری را تشکیل دهد .
به گفته باریکانی ، توسعه حمل‌ونقل پاک تنها با ایجاد زیرساخت محقق نمی‌شود و در کنار آن باید امکان استفاده ایمن ، تقاضای اجتماعی و فرهنگ استفاده از این شیوه‌های جابه‌جایی نیز شکل بگیرد .
بازگشت به مقیاس محله
باریکانی با اشاره به مفاهیمی مانند «شهر ۱۵ دقیقه‌ای» و محله‌محوری گفت : یکی از اهداف برنامه‌ریزی شهری باید آن باشد که نیازهای روزمره شهروندان در فاصله‌ای قابل دسترس از محل زندگی آن‌ها قرار گیرد و افراد برای تأمین هر نیاز روزمره ناچار به استفاده از خودرو نباشند .
در چنین الگویی ، مدرسه ، فضای بازی، خدمات روزمره و عرصه‌های اجتماعی باید تا حد امکان در فاصله‌ای قرار گیرند که دسترسی پیاده یا با شیوه‌های پاک جابه‌جایی امکان‌پذیر باشد .
این موضوع برای کودکان اهمیت مضاعفی دارد ؛ زیرا هرچه نیازهای روزمره در مقیاس محله قابل دسترس‌تر باشند ، امکان تجربه مستقل محیط و حضور کودک در فضای شهری نیز افزایش پیدا می‌کند .
شهر باید دوباره امکان کشف‌شدن داشته باشد
کیفیت یک شهر را نمی‌توان فقط با تعداد پل‌ها ، تونل‌ها ، خیابان‌ها یا ساختمان‌های آن سنجید . یکی از معیارهای مهم‌تر این است که انسان تا چه اندازه می‌تواند بدون وابستگی به خودرو، محیط پیرامون خود را تجربه کند ؛ معیاری که درباره کودکان معنای روشن‌تری پیدا می‌کند .
کودکی که بتواند در محدوده زندگی خود قدم بزند ، مسیر مدرسه را بشناسد ، در کوچه و محله با دیگران ارتباط برقرار کند و محیط اطرافش را با کنجکاوی کشف کند ، شهر را به بخشی از تجربه رشد خود تبدیل می‌کند . بازگرداندن این امکان ، نیازمند شهری است که انسان را پیش از وسیله نقلیه ببیند و امنیت، دسترسی و کیفیت حضور در فضای عمومی را از ارتفاع نگاه کودکان نیز بسنجد .
submit comment
0 Comment

What is your opinion about this article?

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *