
خانه ممکن است در چند ثانیه بر اثر زلزله یا حمله نظامی فرو بریزد ، اما آنچه زیر آوار باقی میماند، تنها مصالح ساختمانی و داراییهای ازدسترفته نیست ؛ خاطرات ، احساس امنیت ، پیوندهای خانوادگی و آرامش روانی انسانها نیز آسیب میبینند ؛ آسیبهایی که گاه تا نسلها تداوم مییابند .
پرویز پیران ، جامعهشناس ، در مراسم روز جهانی اسکان بشر با هشدار نسبت به پیامدهای پنهان تخریب سکونتگاهها ، تأکید کرد که بازسازی کالبدی خانهها بدون توجه به زخمهای روانی و فرسایش روابط اجتماعی ، نمیتواند به معنای بازگشت کامل زندگی به شرایط عادی باشد .
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، پرویز پیران ، جامعهشناس ، در مراسم روز جهانی اسکان بشر ۲۰۲۶ که در وزارت راه و شهرسازی برگزار شد ، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت پژوهشی و میدانی در حوزه مسکن و سکونتگاههای خودساخته ، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با مسئله تخریب مسکن و پیامدهای اجتماعی و روانی آن تأکید کرد .
وی با بیان اینکه بیش از ۳۱ سال در حوزه سکونتگاههای خودساخته فعالیت داشته و تجربه همکاری با شهرهای مختلف ایران و خارج از کشور را در کارنامه خود دارد ، نسبت به کاربرد برخی تعابیر رایج همچون «حاشیهنشینی» و «سکونتگاه غیررسمی» انتقاد کرد و این اصطلاحات را واجد نوعی سوگیری در نگاه به شیوههای سکونت دانست .
پیران با اشاره به تجربه شخصی خود از زلزله و سالها فعالیت در حوزه مسکن اظهار کرد : انسان معمولاً تصور نمیکند که خانه و تمامی آنچه در طول سالیان زندگی فراهم کرده است ، چگونه ممکن است در چند ثانیه بر اثر یک حادثه طبیعی از میان برود .
وی جنگ را از این منظر فاجعهای عمیقتر توصیف کرد و افزود : در شرایط جنگی ، سرمایه و حاصل سالها تلاش انسانها ممکن است بهگونهای نابود شود که امکان بازآفرینی دوباره آن ، بهویژه برای افرادی که بخش عمده عمر خود را پشت سر گذاشتهاند ، وجود نداشته باشد .
این جامعهشناس با انتقاد از غلبه نگاه کالبدی در فرآیند بازسازی مسکن گفت : هنگامی که از بازسازی خانههای تخریبشده سخن میگوییم ، معمولاً ذهن ما به سمت ساختمان ، مصالح و اجزای فیزیکی آن میرود ؛ در حالی که کمتر به این موضوع توجه میکنیم که همراه با تخریب یک خانه ، چه ابعاد دیگری از زندگی انسان از میان میرود .
وی تأکید کرد که برای شناخت پیامدهای واقعی ویرانی مسکن، باید از محدوده خسارتهای ساختمانی فراتر رفت و مجموعه آسیبهایی را که به زندگی فردی و جمعی وارد میشود، مورد توجه قرار داد .
به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، پرویز پیران ، جامعهشناس ، در مراسم روز جهانی اسکان بشر ۲۰۲۶ که در وزارت راه و شهرسازی برگزار شد ، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت پژوهشی و میدانی در حوزه مسکن و سکونتگاههای خودساخته ، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با مسئله تخریب مسکن و پیامدهای اجتماعی و روانی آن تأکید کرد .
وی با بیان اینکه بیش از ۳۱ سال در حوزه سکونتگاههای خودساخته فعالیت داشته و تجربه همکاری با شهرهای مختلف ایران و خارج از کشور را در کارنامه خود دارد ، نسبت به کاربرد برخی تعابیر رایج همچون «حاشیهنشینی» و «سکونتگاه غیررسمی» انتقاد کرد و این اصطلاحات را واجد نوعی سوگیری در نگاه به شیوههای سکونت دانست .
پیران با اشاره به تجربه شخصی خود از زلزله و سالها فعالیت در حوزه مسکن اظهار کرد : انسان معمولاً تصور نمیکند که خانه و تمامی آنچه در طول سالیان زندگی فراهم کرده است ، چگونه ممکن است در چند ثانیه بر اثر یک حادثه طبیعی از میان برود .
وی جنگ را از این منظر فاجعهای عمیقتر توصیف کرد و افزود : در شرایط جنگی ، سرمایه و حاصل سالها تلاش انسانها ممکن است بهگونهای نابود شود که امکان بازآفرینی دوباره آن ، بهویژه برای افرادی که بخش عمده عمر خود را پشت سر گذاشتهاند ، وجود نداشته باشد .
این جامعهشناس با انتقاد از غلبه نگاه کالبدی در فرآیند بازسازی مسکن گفت : هنگامی که از بازسازی خانههای تخریبشده سخن میگوییم ، معمولاً ذهن ما به سمت ساختمان ، مصالح و اجزای فیزیکی آن میرود ؛ در حالی که کمتر به این موضوع توجه میکنیم که همراه با تخریب یک خانه ، چه ابعاد دیگری از زندگی انسان از میان میرود .
وی تأکید کرد که برای شناخت پیامدهای واقعی ویرانی مسکن، باید از محدوده خسارتهای ساختمانی فراتر رفت و مجموعه آسیبهایی را که به زندگی فردی و جمعی وارد میشود، مورد توجه قرار داد .
زخمهایی که با بازسازی خانهها التیام نمییابند
پیران در تشریح ابعاد پنهان تخریب سکونتگاهها ، نخست به جایگاه خانه در فرهنگ ایرانی اشاره کرد و گفت : مفهوم خانه در فرهنگ ایران دارای ابعاد متعدد و پیچیدهای است که نمیتوان آن را صرفاً به ساختار فیزیکی ساختمان محدود کرد .
وی با اشاره به سخنان منوچهر متکی درباره پیوند مسکن و آرامش ، بر اهمیت شناخت ابعاد فرهنگی ، تاریخی و انسانی خانه تأکید کرد و افزود : بخشی از این معانی و پیوندها در شناخت امروز ما از تاریخ و فرهنگ سکونت کمتر مورد توجه قرار گرفته است .
این جامعهشناس ، آسیب روانی را دومین پیامد مهم تخریب مسکن دانست و اظهار کرد : معمولاً از زخم روانی بهعنوان یک آسیب یاد میشود و آن را در قالب مفاهیم شناختهشدهای مانند اختلال استرس پس از سانحه ، اضطراب و افسردگی توضیح میدهیم ، اما عمق واقعی این آسیبها بسیار فراتر از نشانههای ظاهری آنهاست .
پیران برای تبیین این موضوع به تجربه خانوادههایی اشاره کرد که در جریان جنگ ، خانه ، فرزندان و نزدیکان خود را از دست دادهاند و گفت : درک واقعی رنج چنین افرادی تنها با بررسی نشانههای روانشناختی ممکن نیست، بلکه باید پیچیدگی زندگی روزمره آنان و استمرار احساس ترس ، فقدان و ناامنی را نیز شناخت .
وی با تأکید بر اینکه آسیبهای روانی ناشی از جنگ و ویرانی میتوانند آثاری طولانیمدت داشته باشند ، افزود : این زخمها گاه تنها به نسلی که مستقیماً حادثه را تجربه کرده محدود نمیشوند ، بلکه آثار آنها ممکن است در زندگی نسلهای بعد نیز بازتاب یابد .
به گفته پیران ، کودکی که در فضایی آکنده از ترس ، فقدان و آسیبهای روانی رشد میکند ، ممکن است پیامدهای این تجربه را در روابط و زندگی آینده خود نیز حمل کند .
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «جان» در فرهنگ و ادبیات ایرانی ، از جمله تعبیر «به نام خداوند جان و خرد»، بر ضرورت توجه به نیروی حیات ، توان مقاومت و ظرفیت روانی انسان در مواجهه با آسیبهای شدید تأکید کرد .
این جامعهشناس همچنین با اشاره به آیینهای سوگواری در فرهنگ ایرانی اظهار کرد : مناسبتهایی مانند سوم ، هفتم ، چهلم و سالگرد درگذشت افراد ، با فرآیندهای روانی مواجهه انسان با فقدان و سازگاری تدریجی با آن ارتباط دارند و نباید نقش فرهنگی و اجتماعی این آیینها در مواجهه با رنج و سوگ نادیده گرفته شود .
پیران با تأکید بر اهمیت پیوند دانش جدید با ظرفیتهای فرهنگی جامعه، نسبت به کمرنگ شدن برخی سازوکارهای سنتی حمایت روانی و اجتماعی در زندگی معاصر هشدار داد .
وی با اشاره به سخنان منوچهر متکی درباره پیوند مسکن و آرامش ، بر اهمیت شناخت ابعاد فرهنگی ، تاریخی و انسانی خانه تأکید کرد و افزود : بخشی از این معانی و پیوندها در شناخت امروز ما از تاریخ و فرهنگ سکونت کمتر مورد توجه قرار گرفته است .
این جامعهشناس ، آسیب روانی را دومین پیامد مهم تخریب مسکن دانست و اظهار کرد : معمولاً از زخم روانی بهعنوان یک آسیب یاد میشود و آن را در قالب مفاهیم شناختهشدهای مانند اختلال استرس پس از سانحه ، اضطراب و افسردگی توضیح میدهیم ، اما عمق واقعی این آسیبها بسیار فراتر از نشانههای ظاهری آنهاست .
پیران برای تبیین این موضوع به تجربه خانوادههایی اشاره کرد که در جریان جنگ ، خانه ، فرزندان و نزدیکان خود را از دست دادهاند و گفت : درک واقعی رنج چنین افرادی تنها با بررسی نشانههای روانشناختی ممکن نیست، بلکه باید پیچیدگی زندگی روزمره آنان و استمرار احساس ترس ، فقدان و ناامنی را نیز شناخت .
وی با تأکید بر اینکه آسیبهای روانی ناشی از جنگ و ویرانی میتوانند آثاری طولانیمدت داشته باشند ، افزود : این زخمها گاه تنها به نسلی که مستقیماً حادثه را تجربه کرده محدود نمیشوند ، بلکه آثار آنها ممکن است در زندگی نسلهای بعد نیز بازتاب یابد .
به گفته پیران ، کودکی که در فضایی آکنده از ترس ، فقدان و آسیبهای روانی رشد میکند ، ممکن است پیامدهای این تجربه را در روابط و زندگی آینده خود نیز حمل کند .
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «جان» در فرهنگ و ادبیات ایرانی ، از جمله تعبیر «به نام خداوند جان و خرد»، بر ضرورت توجه به نیروی حیات ، توان مقاومت و ظرفیت روانی انسان در مواجهه با آسیبهای شدید تأکید کرد .
این جامعهشناس همچنین با اشاره به آیینهای سوگواری در فرهنگ ایرانی اظهار کرد : مناسبتهایی مانند سوم ، هفتم ، چهلم و سالگرد درگذشت افراد ، با فرآیندهای روانی مواجهه انسان با فقدان و سازگاری تدریجی با آن ارتباط دارند و نباید نقش فرهنگی و اجتماعی این آیینها در مواجهه با رنج و سوگ نادیده گرفته شود .
پیران با تأکید بر اهمیت پیوند دانش جدید با ظرفیتهای فرهنگی جامعه، نسبت به کمرنگ شدن برخی سازوکارهای سنتی حمایت روانی و اجتماعی در زندگی معاصر هشدار داد .
وقتی خانه از مأمن آرامش به کانون اضطراب تبدیل میشود
پیران در بخش دیگری از سخنان خود، ازهمگسیختگی روابط اجتماعی را سومین پیامد اساسی تخریب سکونتگاهها و شرایط جنگی دانست و گفت : آثار جنگ تنها به ویرانی ساختمانها و آسیبهای فردی محدود نمیشود ، بلکه میتواند شبکه روابط اجتماعی و پیوندهای میان اعضای جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهد .
وی با اشاره به شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور اظهار کرد : جامعه ایران در شرایطی حساس قرار دارد و مجموعه فشارهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ، ضرورت توجه جدی به فرسودگی ساختار اجتماعی را افزایش داده است .
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه جامعه ایران در طول تاریخ تجربههای متعددی از جنگ ، بحران و آسیبهای جمعی را پشت سر گذاشته است ، بر اهمیت شناخت عوامل تاریخی و فرهنگی مؤثر بر تداوم حیات اجتماعی تأکید کرد .
پیران افزود : هنگامی که روابط اجتماعی بر اثر جنگ آسیب میبیند و همزمان شرایط اقتصادی نیز دشوار میشود ، امکان حفظ ارتباطات معمول میان مردم کاهش مییابد و پیوندهای اجتماعی در معرض فرسایش قرار میگیرند .
وی با اشاره به نقش روابط خانوادگی ، دیدوبازدیدها و تعاملات روزمره در حفظ انسجام اجتماعی توضیح داد : فشارهای اقتصادی میتواند حتی امکان برقراری ارتباطات معمول و حضور در مناسبات اجتماعی را محدود کند ؛ مسئلهای که در کنار آسیبهای ناشی از جنگ ، خطر تضعیف روابط انسانی را تشدید میکند .
پیران تأکید کرد : این موضوعات فراتر از اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی هستند، زیرا به زندگی تکتک افراد جامعه مربوط میشوند و پیامدهای آنها میتواند برای مدت طولانی باقی بماند .
وی با هشدار نسبت به فرسودگی ساختار اجتماعی کشور ، خواستار مطالعه عمیق و همهجانبه این مسئله شد و گفت : بیتوجهی به چنین روندی میتواند پیامدهای جدی و ماندگاری برای جامعه به همراه داشته باشد .
این جامعهشناس در ادامه با اشاره به تغییر کارکرد روانی خانه در شرایط بحران اظهار کرد : مسکن که در حالت طبیعی باید محل آرامش و احساس امنیت انسان باشد ، ممکن است در شرایط جنگ و تهدید به مکانی تبدیل شود که ساکنان آن همواره نگران وقوع حادثهای تازه هستند .
به گفته وی ، استمرار این احساس ناامنی ، همراه با فشارهای اقتصادی و آسیبدیدگی روابط اجتماعی، میتواند بر وضعیت روانی و اجتماعی جامعه تأثیر بگذارد و زمینهساز تجربههای منفی و دردناک بیشتری شود .
پیران در پایان سخنان خود با تأکید بر ضرورت توجه جدی به این مسائل ، ابراز امیدواری کرد که فرصتهای بیشتری برای گفتوگو و بررسی جمعی ابعاد اجتماعی ، فرهنگی و روانی تخریب مسکن و پیامدهای جنگ فراهم شود .
سخنان این جامعهشناس ، ضرورت بازنگری در مفهوم بازسازی سکونتگاههای آسیبدیده را از منظر اجتماعی برجسته میکند . در چنین نگاهی ، بازسازی تنها به برپایی دوباره دیوارها ، تأمین سرپناه و احیای زیرساختها محدود نیست ، بلکه ترمیم احساس امنیت، توجه به آسیبهای روانی ، بازسازی پیوندهای اجتماعی و احیای کیفیت زندگی نیز بخشی از فرآیند بازگشت به شرایط پایدار به شمار میرود .
از این منظر، بازآفرینی شهری زمانی میتواند به احیای واقعی سکونتگاهها منجر شود که در کنار بازسازی کالبدی ، انسان و روابط اجتماعی او را نیز در کانون سیاستگذاری و برنامهریزی قرار دهد ؛ زیرا ممکن است خانهای دوباره ساخته شود ، اما بازگشت آرامش و اعتماد به زندگی، به زمان و اقداماتی فراتر از ساختوساز نیاز داشته باشد .
وی با اشاره به شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور اظهار کرد : جامعه ایران در شرایطی حساس قرار دارد و مجموعه فشارهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ، ضرورت توجه جدی به فرسودگی ساختار اجتماعی را افزایش داده است .
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه جامعه ایران در طول تاریخ تجربههای متعددی از جنگ ، بحران و آسیبهای جمعی را پشت سر گذاشته است ، بر اهمیت شناخت عوامل تاریخی و فرهنگی مؤثر بر تداوم حیات اجتماعی تأکید کرد .
پیران افزود : هنگامی که روابط اجتماعی بر اثر جنگ آسیب میبیند و همزمان شرایط اقتصادی نیز دشوار میشود ، امکان حفظ ارتباطات معمول میان مردم کاهش مییابد و پیوندهای اجتماعی در معرض فرسایش قرار میگیرند .
وی با اشاره به نقش روابط خانوادگی ، دیدوبازدیدها و تعاملات روزمره در حفظ انسجام اجتماعی توضیح داد : فشارهای اقتصادی میتواند حتی امکان برقراری ارتباطات معمول و حضور در مناسبات اجتماعی را محدود کند ؛ مسئلهای که در کنار آسیبهای ناشی از جنگ ، خطر تضعیف روابط انسانی را تشدید میکند .
پیران تأکید کرد : این موضوعات فراتر از اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی هستند، زیرا به زندگی تکتک افراد جامعه مربوط میشوند و پیامدهای آنها میتواند برای مدت طولانی باقی بماند .
وی با هشدار نسبت به فرسودگی ساختار اجتماعی کشور ، خواستار مطالعه عمیق و همهجانبه این مسئله شد و گفت : بیتوجهی به چنین روندی میتواند پیامدهای جدی و ماندگاری برای جامعه به همراه داشته باشد .
این جامعهشناس در ادامه با اشاره به تغییر کارکرد روانی خانه در شرایط بحران اظهار کرد : مسکن که در حالت طبیعی باید محل آرامش و احساس امنیت انسان باشد ، ممکن است در شرایط جنگ و تهدید به مکانی تبدیل شود که ساکنان آن همواره نگران وقوع حادثهای تازه هستند .
به گفته وی ، استمرار این احساس ناامنی ، همراه با فشارهای اقتصادی و آسیبدیدگی روابط اجتماعی، میتواند بر وضعیت روانی و اجتماعی جامعه تأثیر بگذارد و زمینهساز تجربههای منفی و دردناک بیشتری شود .
پیران در پایان سخنان خود با تأکید بر ضرورت توجه جدی به این مسائل ، ابراز امیدواری کرد که فرصتهای بیشتری برای گفتوگو و بررسی جمعی ابعاد اجتماعی ، فرهنگی و روانی تخریب مسکن و پیامدهای جنگ فراهم شود .
سخنان این جامعهشناس ، ضرورت بازنگری در مفهوم بازسازی سکونتگاههای آسیبدیده را از منظر اجتماعی برجسته میکند . در چنین نگاهی ، بازسازی تنها به برپایی دوباره دیوارها ، تأمین سرپناه و احیای زیرساختها محدود نیست ، بلکه ترمیم احساس امنیت، توجه به آسیبهای روانی ، بازسازی پیوندهای اجتماعی و احیای کیفیت زندگی نیز بخشی از فرآیند بازگشت به شرایط پایدار به شمار میرود .
از این منظر، بازآفرینی شهری زمانی میتواند به احیای واقعی سکونتگاهها منجر شود که در کنار بازسازی کالبدی ، انسان و روابط اجتماعی او را نیز در کانون سیاستگذاری و برنامهریزی قرار دهد ؛ زیرا ممکن است خانهای دوباره ساخته شود ، اما بازگشت آرامش و اعتماد به زندگی، به زمان و اقداماتی فراتر از ساختوساز نیاز داشته باشد .


