چرا تئوری‌های نوسازی در ایران شکست خوردند ؟ / روایتی از «بی‌هویتی» روستاییان در شهر

به گزارش پرتال بازآفرینی شهری ، حسین ایمانی جاجرمی ، جامعه‌شناس و دانشیار دانشگاه تهران ، در سخنرانی اخیر خود با بازخوانی اسناد و مطالعات اجتماعی فراموش‌شده از دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، به واکاوی ریشه‌های بحران‌های اجتماعی کنونی ایران پرداخت .

او با ترسیم مسیری از «مهاجرت و بی‌هویتی» تا «بازگشت به مذهب» و در نهایت «فروپاشی روابط جماعتی» ، تصویری از پارادوکس‌های جامعه ایرانی ارائه داد .


حکومت‌ها غافلگیر نمی‌شوند ؛ صداها شنیده نمی‌شوند


جاجرمی با اشاره به مطالعات «آینده ۲۰ ساله ایران» در سال ۱۳۴۴ و فعالیت‌های «گروه بررسی مسائل ایران» به ریاست هوشنگ نهاوندی ، تأکید کرد که حکومت‌ها اغلب بسیار زیرک هستند و از مشکلات آگاه‌اند .

او گفت : این تصور که حکومت (پهلوی) غافلگیر شد ، اشتباه است . آن‌ها مطالعات دقیقی داشتند ، اما مشکل در سطح سیاسی بود که در برابر هرگونه تحقیق مقاومت می‌کرد و هشدارهای پژوهشی را جدی نمی‌گرفت .


کشف عجیب در سال ۵۳ : هرچه مدرن‌تر ، مذهبی‌تر


این جامعه‌شناس به طرح پژوهشی «صدایی که شنیده نشد» در رادیو و تلویزیون ملی ایران (سال ۱۳۵۳) اشاره کرد . نتایج این نظرسنجی برخلاف تمام تئوری‌های نوسازی غربی بود .

جاجرمی توضیح داد : تئوری‌های کلاسیک می‌گفتند با صنعتی شدن و شهرنشینی ، جامعه از مذهب فاصله می‌گیرد . اما در ایرانِ دهه ۵۰، هرچه شاخص‌های مدرن شدن جلوتر می‌رفت ، میل بازگشت به گذشته و پناه بردن به مذهب در میان توده‌ها و نخبگان بیشتر می‌شد .
او دلیل این امر را بحران هویت ناشی از سیاست‌های اصلاحات ارضی و کنده شدن روستاییان از ریشه‌های خود دانست ؛ افرادی که در شهر به «توده‌های بی‌هویت» تبدیل شدند و برای بازتعریف خود به مذهب پناه بردند .


پارادوکس دولت و ملت : چرخش ۱۸۰ درجه‌ای


استاد دانشگاه تهران با اشاره به کتاب «توسعه و تضاد» فرامرز رفیع‌پور ، به تشریح یک پارادوکس تاریخی پرداخت : قبل از انقلاب ، دولت غیرمذهبی بود و مردم مذهبی ؛ اما بعد از انقلاب ، دولت مذهبی است و ارزش‌های مردم در حال تغییر است . این تضاد میان برنامه‌های حکومت و علایق مردم ، پاشنه آشیل هر دو دوره بوده است .


بحران امروز : مرگ «کامیونیتی» و انزوای خودخواهانه


جاجرمی وضعیت فعلی جامعه ایران را با استفاده از تئوری‌های سرمایه اجتماعی (پاتنام) تحلیل کرد و گفت : ما امروز با بحران فروپاشی “جماعت” (Community) روبرو هستیم . انزوا و فردگرایی خودخواهانه جایگزین پیوندهای اجتماعی شده است .
او راه حل را بازگشت به گذشته ندانست ، بلکه بر لزوم «احیای زیرساخت‌های اجتماعی» تأکید کرد .


تجربه شهرهای جدید : از خوابگاه تا اجتماع


این پژوهشگر شهری با نقد وضعیت شهرهای جدید که اغلب به خوابگاه‌هایی بی‌روح تبدیل شده‌اند ، به تجربه دوران وزارت عباس آخوندی و تأسیس «دفتر توسعه اجتماعی فرهنگی» اشاره کرد . او شهر جدید «عالیشهر» را نمونه‌ای موفق خواند که با تمرکز بر سه محور «تقویت زیرساخت اجتماعی» ، «احیای رویدادها» و «کارآفرینی اجتماعی» توانست روح زندگی را به شهر بدمد .
جاجرمی گفت : وقتی زنان خانه‌دار که از شهرهای اصلی کنده شده بودند ، در قالب تعاونی‌ها گرد هم آمدند و مهارت آموختند ، نه‌تنها اقتصادشان بهبود یافت ، بلکه هویت اجتماعی‌شان نیز احیا شد .


مدارس ایران ؛ بیگانه با اجتماع


در بخش پایانی ، جاجرمی با انتقاد شدید از سیستم آموزشی کشور، مدارس ایران را در تضاد با مفهوم «مدرسه اجتماع‌محور» دانست . او با مقایسه مدارس ایران و انگلستان گفت : در دنیا مدرسه کانون محله است و تعطیلی ندارد ؛ خانواده‌ها برای ورزش و تعاملات اجتماعی به مدرسه می‌روند . اما در ایران ، آموزش و پرورش زیر بار اجتماعی شدن مدارس نمی‌رود و درها را به روی محله می‌بندد .
وی سخنان خود را با این هشدار پایان داد که بدون تغییر پارادایم و احیای فضاهای تعاملی (مثل پارک ، فرهنگسرا و مدرسه باز) ، بحران بی‌هویتی و گسست اجتماعی درمان نخواهد شد .

submit comment
0 Comment

What is your opinion about this article?

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *